کلام امروز: اشعیا ۵:‏۸-‏۲۴ | مطالعهٔ کتاب مقدس: مزمورهای ۱۹ و ۲۰؛ متی ۴:‏۲۳ تا ۵:‏۱۲؛ 

اشعیا ۵:‏۸-‏۲۴

«براستی که خانه‌های بسیار منهدم خواهد شد.» (آیۀ ۹)

در شهری نکبت‌بار، که در آن ساکنان هنوز یک روز از آمدنشان نگذشته، با همسایگان خود دعوا و مرافعه به راه می‌اندازند، هوا همیشه گرگ و میش است و بارانی. هنوز یک هفته از آمدنشان از آن خیابان نگذشته که همان روش تکرار می‌شود، این کاری است که می‌توانند انجام دهند. فقط با فکر کردن به یک خانه، خانۀ تازه‌ای بنا می‌شود. به این ترتیب، شهر گسترش می‌یابد، اما خالی و مفلوک. سی. اس. لوئیس، در کتابش به نام «طلاق عظیم»، تصویری از جهنم یا برزخ ترسیم می‌کند و آن را مکانی خالی، متروکه و توسعه‌یابنده نشان می‌دهد، چرا که ساکنانش قادر نیستند در صلح و صفا زندگی کنند. این همان هاویه یا شئول است که «گلوی خود را گشادتر کرده».
اشعیا اعیان و اشراف اورشلیم را به‌خاطر ساختن املاک و ثروت‌اندوزی نکوهش می‌کند، به‌گونه‌ای که دیگر جایی برای کسی باقی نمی‌ماند، و بدینسان، عدالت در حق تنگ‌دستان اجرا نمی‌گردد. او پیشگویی می‌کند که شکست‌های نظامی و تبعید سبب خواهد شد که خانه‌ها ویرانه رها شوند.

ما امروز هزینۀ جنگ را به یاد می‌آوریم و نیز وظیفۀ ساختن مجدد را به‌مجرد اینکه صلح برقرار شود. صلح با سرمایه‌گذاری در ملک و املاک ایجاد نمی‌شود، بلکه با برقراری ارتباط میان مردمان. عیسی به شاگردانش فرمود که در خانۀ پدرش، جای زیادی برای سکونت وجود خواهد داشت (یوحنا ۱۴:‏۲). ایمانداران باید نقش مهمی ایفا کنند در زمینۀ استقبال از بیگانگان و آنانی که از محل زندگی‌شان رانده شده‌اند. این کار را باید از طریق میهمان‌نوازی شخصی، صدقه دادن، و ایجاد ساختارهای اجتماع انجام دهند، به این منظور که برای همگان شکوفایی پدید آید.

ما در مقام فرزندان خدا، متعهد هستیم که صلح‌جو بوده، این فرمایش مسیح را به یاد داشته باشیم که فرمود: «باز می‌آیم و شما را نزد خود می‌برم، تا آنجا که من هستم، شما نیز باشید» (یوحنا ۱۴:‏۳).

دعای امروز

ای پدرِ قادر مطلق، ای که اراده‌ات اینست که در پسر محبوبت، آن پادشاهِ همگان، همهٔ امور را به حالت نخستین‌شان برگردانی: بر دلها و ذهن‌های هیات حاکمه حکم‌رانی فرما، و خانواده‌های ملت‌ها را گرد آور، آنان را که در اثر لطمات گناه، دچار جدایی‌ها شده‌اند، تا تابع فرمانروایی عادلانه و ملاطفت‌آمیز او گردند؛ هم‌او که با تو زنده است و سلطنت می‌کند، در اتحاد با روح‌القدس، یک خدا، اکنون و تا ابدالآباد.

مطالعهٔ کتاب مقدس

اشعیا ۵:‏۸-‏۲۴

وای بر شما که خانه‌ها و مزارع بیشتری می‌خرید و به آنچه دارید می‌افزایید. بزودی جایی برای زندگی دیگران باقی نمی‌ماند و شما در این زمین تنها خواهید ماند. من شنیده‌ام که خداوند متعال می‌گوید: «تمام این خانه‌های بزرگ و زیبا، مخروبه و خالی خواهد ماند. تاکستان بیست هزار متری کمتر از بیست بطری شراب می‌دهد و از ده پیمانه بذر فقط یک پیمانه محصول برداشت می‌کنند.» وای بر شما که صبح زود برای نوشیدن برمی‌خیزید و شبهای درازی را در مستی می‌گذرانید. در بزم‌هایتان چنگ و دایره زنگی و نی می‌زنید و شراب‌خواری می‌کنید، امّا نمی‌فهمید خداوند چه می‌کند. شما را مثل اسیران خواهند برد. رهبران شما از گرسنگی و مردم عادی از تشنگی خواهند مرد. دنیای مردگان مشتاق گرفتن آنهاست و دهان خود را برای بلعیدن آنها باز کرده. مرگ رهبران اورشلیم را همراه با مردمان عادی پر سر و صدا، با هم خواهد بلعید. همه شرمسار و متکبّران پست و تحقیر خواهند شد. امّا خداوند متعال، بزرگی خود را با اجرای عدالت و قدّوسیّت خویش را با داوری قوم خود آشکار خواهد ساخت. گوسفندان در شهرهای ویران شده، علف می‌خورند و بُزغاله‌ها در علفزارهای آن می‌چرند. وای بر شما که نمی‌توانید از دست گناهانتان آزاد شوید. شما می‌گویید: «بگذارید خداوند آنچه را که می‌خواهد زودتر انجام دهد تا ما بتوانیم آن را ببینیم. بگذارید خدای قدّوس اسرائیل به موقع کار خود را انجام دهد، صبر کنید تا ببینیم اراده و نقشهٔ او چیست.» وای بر شما که شرارت را نیک و نیکی را شرارت می‌نامید. شما تاریکی را به نور و نور را به تیرگی تبدیل می‌کنید. شما آنچه را شیرین است تلخ و آنچه را تلخ است شیرین می‌کنید. وای بر شما که خود را دانا و زرنگ می‌دانید. وای بر شما ای قهرمانان جام شراب! شما فقط در وقتی‌که مشروبات را مخلوط می‌کنید شجاع و نترس هستید. امّا با گرفتن رشوه، آدمهای خاطی را آزاد می‌کنید و به داد ستمدیدگان نمی‌رسید. چون به آنچه خداوند متعال -‌خدای قدّوس اسرائیل- به شما آموخت، گوش نداده‌اید. اکنون همان‌طور که کاه و علف خشک در آتش پژمرده شده می‌سوزند، ریشه‌های شما هم می‌پوسند و شکوفه‌های شما می‌خشکند و پراکنده می‌شوند. ‘

مزمورهای ۱۹ و ۲۰

آسمانها جلال خدا را بیان می‌کنند و فلک، صنعت دست او را نشان می‌دهد. روزها معرفت خدا را اعلام می‌کنند و شبها حکمت او را. نه سخنی شنیده می‌شود و نه کلامی. با وجود این، پیامشان به سراسر زمین می‌رسد و ندای ایشان به سرتاسر جهان. مکانی برای آفتاب در آسمان بنا نموده است، و آن مانند دامادی از حجلهٔ خود بیرون می‌آید، و چون قهرمانی که با شادی برای دویدن به میدان می‌رود. از یک طرف آسمان شروع می‌کند و به سوی دیگر آن می‌شتابد و هیچ چیز از حرارتش در امان نیست. شریعت خداوند کامل است و جان را تازه می‌کند. اوامر خداوند قابل اطمینان است و ساده دلان را حکمت می‌بخشد. دستورات خداوند درست است و دل را شاد می‌‌کند. اوامر خداوند پاک است و به انسان آگاهی می‌بخشد. احترام به خداوند نیکو و ابدی است. احکام خداوند حق و کاملاً عادلانه است. مرغوبتر از طلای ناب، و شیرین‌تر از عسل خالص است. آنها بندهٔ تو را هشیار می‌سازد و پیروی از آنها پاداش بسیار دارد. کیست که از اشتباهات پنهانی خود آگاه باشد؟ خداوندا، گناهان پنهانی مرا بیامرز. همچنین مرا از گناهان عمدی بازدار. مگذار که این گناهان بر من چیره شوند، آنگاه بی‌عیب و بی‌گناه خواهم بود. ای خداوند، ای پناهگاه و ای نجات‌دهندهٔ من، سخنان زبانم و دعاهایم مقبول درگاه تو باشد.’


‘خداوند در روز تنگی تو را مستجاب کند و نام خدای یعقوب نگهبان تو باشد. از معبد بزرگ خود برای تو کمک بفرستد و تو را از صهیون پشتیبانی کند. همهٔ هدایای تو را به یاد آورد و از قربانی‌های تو خشنود گردد. آرزوهای قلبی‌ات را به تو عطا کند و نقشه‌های تو را به انجام رساند. آنگاه به‌خاطر پیروزی تو بانگ شادی برمی‌آوریم و پرچم خود را به نام خدای خویش برمی‌افرازیم. خداوند تمام دعاهایت را مستجاب فرماید! اکنون می‌دانم که خداوند به برگزیدهٔ خود کمک می‌کند و از مکان مقدّس خود او را اجابت می‌نماید و به قوّت خود او را به پیروزی عظیم می‌رساند. گروهی به ارّابه‌های خود اعتماد می‌کنند و گروهی به اسبهای خود، امّا ما به قدرت خداوند، خدای خویش اعتماد می‌کنیم. آنها شکست می‌خورند و می‌‌افتند، ولی ما برمی‌خیزیم و با اطمینان کامل می‌ایستیم. خداوندا، به پادشاه پیروزی عطا کن و وقتی تو را می‌طلبیم ما را اجابت فرما.’

متی ۴:‏۲۳ تا ۵:‏۱۲

عیسی در تمام جلیل می‌گشت، در کنیسه‌های آنها تعلیم می‌داد و مژدهٔ پادشاهی خدا را اعلام می‌کرد و بیماری‌ها و ناخوشی‌های مردم را شفا می‌بخشید. او در تمام سوریه شهرت یافت و تمام کسانی را که به انواع امراض و دردها مبتلا بودند و دیوانگان و مصروعان و مفلوجان را نزد او می‌آوردند و او آنان را شفا می‌بخشید. جمعیّت زیادی نیز از جلیل و دکاپولس، از اورشلیم و یهودیه و از آن‌سوی اردن به دنبال او روانه شدند.’وقتی عیسی جمعیّت زیادی را دید، به بالای کوهی رفت و در آنجا نشست و شاگردانش به نزد او آمدند و او دهان خود را گشوده به آنان چنین تعلیم داد: «خوشا به حال کسانی‌که از فقر روحی خود آگاهند زیرا، پادشاهی آسمان از آن ایشان است. «خوشا به حال ماتم‌زدگان، زیرا ایشان تسلّی خواهند یافت. «خوشا به حال فروتنان، زیرا ایشان مالک جهان خواهند شد. «خوشا به حال کسانی‌که گرسنه و تشنهٔ نیکی خدایی هستند، زیرا ایشان سیر خواهند شد. «خوشا به حال رحم‌کنندگان، زیرا ایشان رحمت را خواهند دید. «خوشا به حال پاکدلان، زیرا ایشان خدا را خواهند دید. «خوشا به حال صلح‌کنندگان، زیرا ایشان فرزندان خدا خوانده خواهند شد. «خوشا به حال کسانی‌که در راه نیکی آزار می‌بینند، زیرا پادشاهی آسمان از آن ایشان است. «خوشحال باشید اگر به‌خاطر من به شما اهانت می‌کنند و آزار می‌رسانند و به ناحق هرگونه افترایی به شما می‌زنند. خوشحال باشید و بسیار شادی کنید، زیرا پاداش شما در آسمان عظیم است، چون همین‌طور به انبیای قبل از شما نیز آزار می‌رسانیدند. ‘