کلام امروز: اشعیا ۲۸:‏۱‏-۱۳ | مطالعهٔ کتاب مقدس: مزمورهای ۵ و ۷؛ متی ۱۲:‏۳۸ تا آخر؛ 

اشعیا ۲۸:‏۱‏-۱۳

«... اما نخواستند بشنوند.» (آیۀ ۱۲)

در تاریخ بشر الگوهایی وجود دارد. پیام اشعیا دربارۀ توکلِ پایدار به خدا، در دوران تهاجم آشور چنان تأثیر عمیقی داشت که بارها به‌کار گرفته شد. مجموعۀ نبوت‌هایی که کتاب اشعیا را شکل داده‌اند، حاصل روند طولانی از بازگویی و تفسیرهای مکرراست.
ما به‌شدت نیازمندیم که شنیدن کلام خدا را بارها بیاموزیم. در این مسیر درخواهیم یافت که قلب آدمی تا جایی آمادۀ مقاومت در برابر خداست که پیام او را همچون زبانی نامفهوم بی‌تأثیر کند. با این همه، خدا از سخن گفتن دست نمی‌کشد.

ظهور، زمان باز شنیدن اصول بنیادین است. مسئولیت بزرگ مسیحیان این است که شاهد حضور خدا باشند، به‌ویژه در زمانه‌ای همچون زمان ما که ترس خدا هیچ جایی در افکار عمومی ندارد. ما باید دریابیم که ایمان چیزی فراتر از «خوب بودن» است. همچنین نباید به خودخواهی و تباهی جامعه، همچون امری ناگزیر تن دهیم. مشکلات ما زادۀ خواب و خیال نیستند؛ جلوه‌های گناه تنها با تغییر عمیق قلب انسان از میان می‌روند. حقیقت را تنها با بازگشت و اقرار به نیاز عمیق‌مان به خدا خواهیم یافت. چنان‌که مخاطبان اشعیا دریافتند، ما نیز اگر این گوشزد را از یاد ببریم، محکوم به تکرار خطا هستیم.

دعای امروز

خدای قادر مطلق! به ما فیض عطا کن تا از اعمال تاریکی در امان بمانیم و زرهٔ نور بر تن کنیم، اکنون و در همین جهان فانی که در آن پسرت عیسای مسیح با فروتنی عظیم نزد ما آمد؛ و در آخرین روز که او با پادشاهی پرجلالش بازخواهدگشت تا زندگان و مردگان را داوری کند، باشد که برای حیات ابدی برخیزیم؛ به‌واسطۀ او که زنده است و با تو پادشاهی می‌کند در اتحاد با روح‌القدس خدای واحد، از حال تا ابدالآباد.

مطالعهٔ کتاب مقدس

اشعیا ۲۸:‏۱‏-۱۳

وای بر تاجِ فخر میگسارانِ اِفرایِم، و بر گُلِ پژمردنیِ زیباییِ پرجلالش، که بر سر وادی حاصلخیزِ مغلوبانِ شراب است! هان خداوند کسی نیرومند و توانا دارد، که چون توفانِ تگرگ و تندبادِ ویرانگر، و همچون رگبارِ باران شدید و سیل‌آسا، آن را به دست خود بر زمین خواهد افکند. آری آن تاج فخرِ میگساران اِفرایِم لگدمال خواهد شد؛ و آن گل پژمردنیِ زیباییِ پرجلال او که بر سر وادی حاصلخیز خودنمایی می‌کرد، مانند انجیر رسیده پیش از موسم حصاد خواهد بود که تا کسی آن را بیند، به دست خود چیده، فرو می‌بلعد. در آن روز، خداوند لشکرها برای باقیماندگان قوم خویش تاج جلال و افسر زیبایی خواهد بود، و روحِ انصاف برای آن که به داوری نشیند و قوّت برای آنان که جنگ را نزد دروازه دفع می‌کنند. اینان نیز از فرط شراب افتان و خیزانند و از میگساری بر پا نتوانند ایستاد: کاهنان و انبیا از فرط شراب افتان و خیزانند، و از میخوارگی منگ شده‌اند؛ آنان از میگساری بر پا نتوانند ایستاد، هنگام دیدن رؤیا تِلوتِلو می‌خورند و به وقت حکم دادن می‌لغزند! سفره‌ها جملگی از قی پوشیده است، حتی یک جای پاک نیز باقی نمانده است. «معرفت را به کِه خواهد آموخت؟ و پیام را به کِه خواهد فهمانید؟ آیا به کودکانِ تازه از شیر بازداشته؟ یا به اطفال تازه از پستان برگرفته؟ زیرا که برای آنان کلمات بی‌معنی و عبارات نامفهوم است، کلمه‌ای اینجا و کلمه‌ای آنجا!» پس اکنون با لبانی اَلکَن و زبانی غریب با این قوم سخن خواهد گفت، قومی که بدیشان فرموده بود: «استراحتگاه همین است؛ پس خستگان را استراحت بخشید! و مکان آرامی همین است؛» اما نخواستند بشنوند. پس حال کلام خداوند برای ایشان کلمات بی‌معنی و عبارات نامفهوم خواهد بود، کلمه‌ای اینجا و کلمه‌ای آنجا، تا رفته، از پشت بیفتند و مجروح گشته، در دام گرفتار آیند و اسیر گردند. ‘

مزمورهای ۵ و ۷

آه ای خداوند، به سخنانم گوش فرا ده و ناله‌ام را ملاحظه فرما. ای پادشاهم و ای خدایم، به صدای فریادم توجه کن، زیرا به تو دعا می‌کنم. خداوندا، صبحگاهان صدای مرا می‌شنوی؛ بامدادان، استدعایم را به حضورت می‌آرایم و انتظار می‌کشم. تو خدایی نیستی که از شرارت لذت ببری؛ بدی نزد تو میهمان نتواند شد. خودستایان در برابر دیدگانت نتوانند ایستاد؛ تو از همۀ بدکاران نفرت می‌کنی. تو دروغگویان را هلاک می‌سازی. خداوند از اشخاص خون‌ریز و فریبکار کراهت دارد. اما من از کثرت محبت تو به خانه‌ات در خواهم آمد و در حیرت از تو، به سوی معبد مقدست پرستش خواهم کرد. خداوندا، به سبب دشمنانم مرا در طریق درست خود رهبری فرما و راه خود را پیش روی من راست گردان. زیرا که حقیقت بر زبانشان نیست و در باطنشان تباهی است و بس. گلویشان گوری است گشاده، و زبان خود را چرب می‌کنند. خدایا، ایشان را تقصیرکار بشمار، باشد که به سبب مشورتهای خود بیفتند؛ به سبب کثرت نافرمانیهایشان دورشان افکن، زیرا که بر تو شوریده‌اند. اما آنان که به تو پناه می‌آورند جملگی شادمان شوند و جاودانه بانگ شادی برآورند. زیر سایۀ خود محفوظشان بدار تا دوستداران نام تو در تو وجد کنند. زیرا تو، خداوندا، پارسایان را برکت می‌دهی و آنان را با لطف خود چون سپر احاطه می‌کنی.’


‘ای یهوه خدای من، به تو پناه می‌آورم؛ مرا از همۀ تعقیب‌کنندگانم نجات ده و برهان، مبادا همچون شیر جان مرا بدرند، و پاره پاره‌ام کنند و رهاننده‌ای نباشد. ای یهوه خدای من، اگر این را کرده باشم و دستانم به ظلم آلوده باشد؛ اگر دوست خود را به بدی عوض داده باشم، یا دشمنم را بی‌سبب تاراج کرده باشم، بگذار دشمنْ جانم را تعقیب کند و به من برسد؛ بگذار حیاتم را بر زمین پایمال کند و جانم را در خاک ساکن سازد. سِلاه خداوندا، در خشم خویش برخیز، و در برابر غضب دشمنانم قیام کن. برای من بیدار شو، ای که عدالت را حکم کرده‌ای. بگذار جماعت قومها بر تو گرد آیند، فوق ایشان به مقام اعلی بازگرد. خداوند بر مردمان داوری می‌کند. خداوندا، فراخور پارسایی‌ام مرا داد بده، فراخور صداقتی که در من است. ای خدای عادل، که دلها و ذهنها را می‌آزمایی، شرارت شریران را پایان بخش و پارسایان را استوار گردان. سپر من خداست، که راست‌دلان را نجات‌دهنده است. خدا داور عادل است، خدایی که هر روزه به خشم می‌آید. اگر انسان توبه نکند، شمشیر خود را تیز خواهد کرد، و کمان خود را کشیده، آماده خواهد فرمود. برای او سلاحهای مرگبار مهیا کرده، تیرهای خود را آتشین خواهد ساخت. بنگر آن کس را که به شرارت آبستن شده، و به فتنه حامله گشته، دروغ می‌زاید. حفره‌ای می‌کَنَد و آن را گود می‌کُند، و در چاهی که خود کنده است، فرو می‌افتد. فتنۀ او بر سرش خواهد برگشت، و خشونتش بر فرق سرش فرود خواهد آمد. خداوند را به شایستگیِ عدالتش سپاس خواهم گفت، نام خداوندِ متعال را خواهم سرایید.’

متی ۱۲:‏۳۸ تا آخر

آنگاه عده‌ای از علمای دین و فَریسیان به او گفتند: «استاد، می‌خواهیم آیتی از تو ببینیم.» پاسخ داد: «نسل شرارت‌پیشه و زناکار آیتی می‌خواهند! امّا آیتی بدیشان داده نخواهد شد، جز آیت یونس نبی. زیرا همان‌گونه که یونس سه روز و سه شب در شکم ماهیِ بزرگی بود، پسر انسان نیز سه روز و سه شب در دل زمین خواهد بود. مردم نینوا در روز داوری با این نسل بر خواهند خاست و محکومشان خواهند کرد، زیرا آنها در اثر موعظۀ یونس توبه کردند، و حال آنکه کسی بزرگتر از یونس اینجاست. ملکۀ جنوب در روز داوری با این نسل بر خواهد خاست و محکومشان خواهد کرد، زیرا او از آن سوی دنیا آمد تا حکمت سلیمان را بشنود، و حال آنکه کسی بزرگتر از سلیمان اینجاست. «هنگامی که روح پلید از کسی بیرون می‌آید، به مکانهای خشک و بایر می‌رود تا جایی برای استراحت بیابد، امّا نمی‌یابد. پس می‌گوید ”به خانه‌ای که از آن آمدم، بازمی‌گردم.“ امّا چون به آنجا می‌رسد و خانه را خالی و رُفته و آراسته می‌یابد، می‌رود و هفت روح بدتر از خود را نیز می‌آورد و همگی داخل می‌شوند و در آنجا سکونت می‌گزینند. در نتیجه، سرانجام آن شخص بدتر از حالت نخست او می‌شود. عاقبت این نسل شریر نیز چنین خواهد بود.» در همان حال که عیسی با مردم سخن می‌گفت، مادر و برادرانش بیرون ایستاده بودند و می‌خواستند با وی گفتگو کنند. پس شخصی به او خبر داد که: «مادر و برادرانت بیرون ایستاده‌اند و می‌خواهند با تو گفتگو کنند.» پاسخ داد: «مادر من کیست؟ و برادرانم چه کسانی هستند؟» زیرا هر که ارادۀ پدر مرا که در آسمان است به جای آوَرَد، برادر و خواهر و مادر من است.»’