کلام امروز: افسسیان ۱:‏۱۵ تا آخر | مطالعهٔ کتاب مقدس: مزمور ۹۸؛ مزمور ۹۹؛ تثنیه ۵:‏۲۲ تا آخر

افسسیان ۱:‏۱۵ تا آخر

«از شکرگزاری برای وجود شما باز نایستاده‌ام، بلکه پیوسته شما را در دعاهای خود یاد می‌کنم.» (آیهٔ ۱۶)

در اینجا، دعای پولس را برای خوانندگانش (یا شنوندگانش، بر حسب موقعیت) مشاهده می‌کنیم، دعایی که بر پایهٔ شکرگزاری دائمی استوار است. در گذشته، شخصی را می‌شناختم که در هر موقعیتی می‌گفت: «متشکرم»، تا اینکه بالاخره این کارش باعث تحریک اعصابم شد. پس پرسیدم: «چرا همیشه می‌گویی ”متشکرم“؟» در پاسخ گفت: «چرا نگویم؟ اگر همهٔ ما کمی بیشتر می‌گفتیم ”متشکرم“، شاید زندگی‌ بهتری می‌داشتیم.»
برای من گاه سخت است حرفی را از سرِ اجبار بزنم یا چیزی بگویم که از تهِ دلم نیست، اما پولس وقتی برای مخاطبینش- یعنی یارانش در ایمان مسیحی- شکرگزاری می‌کرد، منظورش واقعاً ابراز محبتی قلبی و اصیل به ایشان بود. وقتی از متبارک خواندن خدا که در آیات قبلی ذکر شده، به‌سوی این شکرگزاری حرکت می‌کنیم، در واقع از ستایش به‌سوی عمل می‌رویم: متبارک خواندن خدا ما را به‌سمت ستایش او هدایت می‌کند، و این نیز به‌نوبهٔ خود منتهی می‌شود به شکرگزاری برای هر آنچه خدا انجام داده است.

هدف و قصدی که این آیات مطرح می‌سازند، تأکید بر جلال و قدرت خداست که بر کلیسا فرو ریخته شده، بر بدن مسیح. این یک یادآوری تکان‌دهنده از مسئولیت کلیسا است در این خصوص که انعکاس پویا و زندهٔ مسیح در جامعه و در جهان پیرامون‌ باشد. مسیح خودش فراتر از هر قدرت زمینی است. چالشی که در برابر کلیسا قرار دارد، این نیست که قدرت خود را، بلکه قدرت برتر خدا را منعکس سازد.

دعای امروز

ای مسیحِ قیام‌کرده،
تو شاگردانت را مالامال از شهامت و امیدی زنده ساختی:
ما را قوت عطا فرما تا حیاتِ قیام‌کرده‌ات را اعلان کنیم،
و ما را از آرامشت نیز پُر ساز،
برای جلال خدای پدر.

مطالعهٔ کتاب مقدس

افسسیان ۱:‏۱۵ تا آخر

از این رو من نیز چون وصف ایمان شما را به عیسای خداوند و محبتتان را به همۀ مقدسین شنیدم، از شکرگزاری برای وجود شما باز نایستاده‌ام، بلکه پیوسته شما را در دعاهای خود یاد می‌کنم و از خدای خداوند ما عیسی مسیح، آن پدر پرجلال، می‌خواهم که روح حکمت و مکاشفه را در شناخت خود به شما عطا فرماید، تا چشمان دلتان روشن شده، امیدی را که خدا شما را بدان فرا خوانده است، بشناسید و به میراث غنی و پرجلال او در مقدسین پی‌ببرید، و از قدرت بی‌نهایت عظیم او نسبت به ما که ایمان داریم، آگاه شوید. این قدرت، برخاسته از عملِ نیروی مقتدر خداست که آن را در مسیح به کار گرفت، آن هنگام که او را از مردگان برخیزانید و در جایهای آسمانی، به دست راست خود نشانید، بس فراتر از هر ریاست و قدرت و نیرو و حاکمیت، و هر نامی که چه در این عصر و چه در عصر آینده ممکن است از آنِ کسی شود. و همه چیز را زیر پاهای او نهاد، و مقرر فرمود که او برای کلیسا سَرِ همه چیز باشد، کلیسایی که بدن اوست، یعنی پُری او که همه را در همه پر می‌سازد.

مزمور ۹۸

برای خداوند سرودی تازه بسرایید، زیرا کارهای شگفت کرده است! دست راست و بازوی قدوسش نجات را برای او به عمل آورده است. خداوند نجات خود را اعلام فرموده، و عدالت نجاتبخش خویش را در نظر قومها آشکار ساخته است. او محبت و وفاداری خود را نسبت به خاندان اسرائیل به یاد آورده است؛ همۀ کرانهای زمین نجات خدای ما را دیده‌اند. ای تمامی زمین، برای خداوند فریاد شادمانی سر دهید! بانگ برآورید! هلهله کنید! بسرایید! خداوند را با چنگ بسرایید، با چنگ و با آوای نغمات. با کَرِناها و آوای سُرنا، به حضور یهوه پادشاه بانگ شادی برآورید! دریا و هر چه در آن است بخروشد؛ جهان و همۀ ساکنان آن! نهرها دستک زنند، و کوهها فریاد شادمانی سر دهند، در حضور خداوند، زیرا که برای داوری زمین می‌آید. او جهان را به عدالت داوری خواهد کرد، و قومها را به انصاف.

مزمور ۹۹

خداوند پادشاهی می‌کند، پس قومها بلرزند! خداوند در میان کَروبیان بر تخت نشسته است، پس زمین به لرزه درآید! خداوند در صَهیون بزرگ است، و بر تمامی قومها متعال. باشد که نام عظیم و مَهیب تو را بستایند! او قدوس است! پادشاه در اقتدار خویش، عدالت را دوست می‌دارد؛ تو مساوات را برقرار کرده‌ای، و عدالت و انصاف را در یعقوب به عمل آورده‌ای. یهوه خدای ما را برافرازید، و در قدمگاه او پرستش کنید، که او قدوس است! موسی و هارون از کاهنانش بودند، و سموئیل، از خوانندگانِ نام او. خداوند را خواندند و او ایشان را اجابت فرمود. در ستون ابر با ایشان سخن گفت؛ و آنان شهادات او را نگاه داشتند، و فریضه‌ای را که بدیشان عطا فرمود. ای یهوه، خدای ما، تو ایشان را اجابت فرمودی! تو آنان را خدایی آمرزنده بودی، اما از کردار بدشان انتقام کشیدی! یهوه، خدای ما را برافرازید، و در کوه مقدسش پرستش کنید! زیرا یهوه خدای ما قدوس است!

تثنیه ۵:‏۲۲ تا آخر

«این سخنان را خداوند در کوه به تمامی جماعت شما از میان آتش و ابر و تاریکی غلیظ، به صدای بلند گفت، و چیزی دیگر نیفزود. پس آنها را بر دو لوح سنگی نوشت و به من داد. اما چون شما آن صدا را از میان تاریکی شنیدید، در حالی که کوه به آتش می‌سوخت، شما نزد من آمدید، آری همۀ سران قبایل و مشایخ شما، و گفتید: ”اینک یهوه خدای ما جلال و عظمت خود را به ما نمایانده است و صدای او را از میان آتش شنیده‌ایم. امروز دیدیم که می‌شود خدا با انسان سخن بگوید و انسان زنده بماند. پس حال چرا بمیریم، زیرا این آتش عظیم ما را خواهد سوزانید. اگر بیش از این صدای یهوه خدای خود را بشنویم، خواهیم مرد. زیرا از میان تمامی بشر کیست که مانند ما صدای خدای زنده را که از میان آتش سخن بگوید، شنیده و زنده مانده باشد؟ تو خود نزدیک برو و هرآنچه را که یهوه خدای ما می‌گوید، بشنو. آنگاه هرآنچه را که یهوه خدای ما به تو بگوید به ما بازگو، و ما شنیده، به جا خواهیم آورد.“ «چون شما با من سخن می‌گفتید، خداوند آواز سخنانتان را شنید و به من فرمود: ”سخنانی را که این قوم به تو گفتند شنیدم. آنچه گفتند نیکوست. کاش همیشه دلی مانند این داشتند تا از من می‌ترسیدند و فرمانهای مرا به تمامی به جای می‌آوردند، تا خود و فرزندانشان تا به ابد سعادتمند گردند. برو و ایشان را بگو تا به خیمه‌های خویش بازگردند. اما تو خود اینجا نزد من بایست تا تمامی فرمانها و فرایض و قوانینی را که می‌باید به آنها بیاموزی، به تو بگویم، تا آنها را در سرزمینی که برای تصرف به ایشان می‌دهم، به جای آرند.“ پس مراقب باشید تا بر طبق آنچه یهوه خدایتان به شما امر فرموده است عمل نمایید، و به راست یا چپ منحرف مشوید. در تمامی طریقی که یهوه خدایتان شما را امر فرموده است، سلوک کنید، تا زنده بمانید و سعادتمند باشید، و در سرزمینی که به تصرف خواهید آورد عمر دراز کنید.