لوقا ۳۵:۲

و… شمشیری نیز در قلب تو فرو خواهد رفت.

مریم

ما در کلیساهای پروتستان توجه زیادی به مریم مبذول نمی‌داریم. شاید این واکنشی متقابل به توجه بیش از اندازه کلیسای کاتولیک رومی به مریم باشد. با این وصف، در قرائت امروز می‌خواهیم قدری در زندگی، شادی و اندوه مریم تعمق و تأمل نماییم. به‌راستی خلاصه‌کردن همه اینها در چندین کلمه کاری دشوار است. اندکی پس از تولد عیسی، هنگامی که در معبد به‌سر می‌برند، مریم با رنجی که قرار است در آینده متحمل گردد، مواجه می‌شود. «شمشیری نیز در قلب تو فرو خواهد رفت.» تصورش را بکنید که پس از به‌دنیا آمدن فرزندتان، کسی پیدا شود و این حرف را به شما بزند! آری، رنج فرزند، رنج مادر نیز هست. حدود سی سال بعد، شمشیری به قلب مریم فرو می‌رود؛ زیرا وی مجبور است نظاره‌گر بر صلیب کشیده‌شدن پسرش باشد. او هم به‌همراه فرزندش رنج می‌کشد. حتی با وجودی که تماشای این صحنه غیر قابل تحمل است، مریم از آنجا نمی‌گریزد. پا‌به‌پای پسرش می‌ماند و زجر می‌کشد، مشقت او را می‌بیند، صدای مسخره‌کنندگان را می‌شنود و دردش را احساس می‌کند. کدام مادری می‌تواند خود را جای مریم بگذارد؟ بااین‌حال، این آخرین باری نیست که در کتاب مقدس به مریم برمی‌خوریم. در اعمال ۴:۱ بار دیگر از وی یاد می‌شود. او مرتباً برای دعا با دیگر شاگردان حضور می‌یابد. خداوندش (و نه دیگر پسرش) حالا به آسمان صعود کرده. وظیفه او به‌عنوان یک مادر دیگر به پایان رسیده است و اکنون باید وظیفه خواهری خود را در کلیسا آغاز نماید. ما مریم را نمی‌پرستیم، اما برای وی جایگاهی را که شایسته‌اش می‌باشد، قائل هستیم. مبارک‌ترین در میان زنان. حامل پسر خدا، نجات‌دهنده او و ما.