متی ۲۲:۱۸

هفتاد – هفت بار.

گریس دوب

چند سالی پس از مرگ همسرم، من و پسرم در جلسه‌ای در شهر سووتو مشغول سرود خواندن بودیم. درباره‌ی اتفاق ناگواری که برایمان افتاد و عنایتی که خدا به ما کرد، شهادت دادیم. روحی عالی بر جلسه حاکم بود. سرود محبوبمان را یک بار دیگر خواندیم: «ای پدر، اینان را ببخش …» حاضران راغب و مجذوب شنیدن بودند. سپس از من خواستند حرف بزنم. من کلام را از انجیل متی ۲۱:۱۸- ۲۲ خواندم: «سرور من، تا چند بار اگر برادرم به من گناه ورزد، باید او را ببخشم؟ آیا تا هفت بار؟ عیسی پاسخ داد: به تو می‌گویم نه هفت بار، بلکه هفتاد-هفت بار.»
قدری صحبت کردم و سپس از مردم خواستم پیش بیایند و قلبشان را به خداوند عیسی بسپارند و او را به عنوان نجات‌دهنده‌ی خویش بپذیرند. چند نفری جلو آمدند و از من خواستند برایشان دعا کنم. در این میان مردی تردید داشت. گویی از چیزی می‌ترسید. تشویقش کردم تا به من بگوید که چه چیزی تا این حد آزارش می‌دهد. او گفت: «من به عیسای تو نیاز دارم، محتاج بخشایش هستم. من… من یکی از کسانی بودم که شوهرت را کشتیم.» تنم لرزید، هول کردم و پاک گیج شدم. اکنون چه باید می‌کردم؟ خواندن سرود: ای پدر اینان را ببخش… یک چیز است و واقعا بخشیدن آنها چیز دیگری. اکنون من نیاز داشتم تا خداوند عمیقا لمسم کند. او هم به من قوت و دلیری بخشید تا بازوانم را دور آن مرد حلقه نمایم و وی را ببخشم همان گونه که عیسی ما را می‌بخشاید. زیر لب گفتم: « تو اکنون دیگر برادر من هستی.» او در حالی که انسان تازه‌ای شده بود، جلسه را ترک کرد. من هم همینطور.