به‌طور ساده می‌توان گفت که نجات به معنی رهایی‌یافتن و خلاص‌شدن می‌باشد و در مفاهیم مسیحی این‌گونه تعریف می‌شود: نجات یا رهایی از گناه، تنها به وسیلهٔ زندگی، مرگ و قیام عیسی مسیح میسر می‌شود.
همان‌طور که در قسمت‌های گذشته گفتیم؛ انسان با نااطاعتی از رابطهٔ دوستانه و صمیمی از خدا فاصله گرفت و به‌خاطر ورود ذات گناه‌آلود به زندگی بشر و ناتوانی او، بازگشتن به رابطهٔ دوستانه با خدا غیرقابل اجرا بود. (رومیان ۱۰:۳-۱۸)

عیسی مسیح به‌عنوان پسر‌خدا به زمین آمد، خود را در جسم انسان محدود کرد تا با درد، رنج و ناتوانی انسان زندگی کرده، برای گناهان او بر روی صلیب قربانی شده و جریمهٔ گناهان وی را تمام و کمال پرداخت کند و بدین وسیله، انسان از طریق فیض او نجات پیدا کند. (رومیان ‌۲۱:۵)

در طول تاریخ، همان‌طور که در عهد قدیم می‌خوانیم، خدا از طریق انبیا عمل می‌کرد تا پیام خود را به قوم خود برساند، ولی می‌بینیم چون انبیا خود نیز دارای ذات گناه آلود انسانی بودند، به خاطر ضعف و ناتوانی خود در اجرای این قاصر آمدند و خدا تصمیم گرفت تا پسر یگانهٔ خود را به‌فرستد تا به وسیلهٔ ایمان به او نجات و بازگشت به حضور خدای پدر دوباره میسر شود. (یوحنا ۱۶:۳)

شاید از خود بپرسید: مگر خدا نمی‌توانست از همان ابتدای جدایی انسان از او، عیسی مسیح را بفرستد تا او را نجات دهد؟ همان‌طور که اشاره کردیم، مشكل در او نبود، بلكه در ما بود كه فرزندان لجباز و یک‌دندهٔ او هستیم (پیدایش باب ۳). از چشم‌انداز خدا، ما به یک پل احتیاج داشتیم تا میان رابطهٔ گسستهٔ ما و خدا قرار گیرد و دوباره راه‌ ارتباطی بین خدا وانسان را احیا کند.

چطور می‌توانم به آنچه نمی‌بینم ایمان داشته باشم؟

جوهر مسیحیت عبارت است از معتقد‌بودن به نادیده. این یعنی ایمان. می‌دانیم كه اگر بنا بود خدا را كاملا درك كنیم پس او دیگر خدا نبود، حالا این خوب است یا نه؟ در دنیای امروز، همیشه با افرادی مواجه می‌شویم كه می‌خواهند به طریقی خدا را بشناسند. اعتقاد‌داشتن، آنهم به نادیده در ظاهر نامعقول و غیرمنطقی به‌نظر می‌رسد. یك خدای همیشه حاضر؟ چطور امكان دارد؟ شاید چنین افرادی را دیده باشید و شاید هم خودتان با این موضوع كلنجار رفته‌اید. خیلی از نوجوانان در این مورد مشكل دارند. گاهی اوقات فقط باید در این جاده حركت كنید تا بتوانید با چشم ایمان ببینید. ممكن است در پایان، یك چیز معجزه‌آسا یا تجربه‌ای خاص به‌دست آورید كه فقط می‌تواند از خدا باشد. خدا صبور است و اجازه می‌دهد كه شما راه را پیدا كنید. (عبرانیان باب ۱۱).

«ماری ترمبث»، دختری 16 ساله، در دو حادثهٔ غم‌انگیز والدین خود را وقتی تقریباً 8 سال داشت از دست داد، می‌گوید: «فكر می‌كردم كه خیلی خوب یاد گرفتم با مسائل كنار بیایم و تحمل كنم. عمه‌ام تصمیم گرفت كه مرا به نزد عمویم كه صدها كیلومتر دورتر زندگی می‌كرد بفرستد تا بتوانم در یک دبیرستان مسیحی تحصیل كنم و كمك هزینه تحصیل در یك دانشگاه مسیحی را به‌دست بیاورم. من به هیچ طریق دیگری نمی‌توانستم پول دانشكده را بپردازم. «در مدرسهٔ جدید، دوستان مسیحی ماری به او كمك كردند.» بعد از مدت‌ها دوباره محبت را احساس می‌كردم و امید در من به‌وجود آمده بود، اما هنوز برایم سخت است چون محیط خانوادگی من ایده‌آل نیست، ولی دارم یاد می‌گیرم كه صبور باشم و بیشتر دعا كنم.»

مسیحیت، شروع یک سفر است. شاید ماری در برخی مواقع احساس درماندگی كند، اما یاد می‌گیرد كه خدا همیشه در زندگی او حضور دارد. همان‌طور كه به راه خود ادامه می‌دهیم، بیشتر عمق ایمان خود را می‌شناسیم و سرانجام وقتی پی می‌بریم كه خدا همه‌جا حضور دارد احساس آرامش كنیم حتی وقتی كه از تمام اتفاقات سر در نمی‌آوریم.

آیا می‌خواهید در مورد زندگی مسیحی بیشتر بدانید؟ مطالعهٔ سری مقالات «زندگی نوین در مسیح» در وب سایت «سلام مسیحی» را به شما پیشنهاد می‌کنیم. https://salammasihi.com/theology/909/