کتاب مقدس مملو از مثال‌هایی است که هدفشان دادن درس زندگی به ماست. یکی از این درس‌ها عبارت است از اصل کاشتن و درو کردن. به عبارت دیگر، شما  نمی‌توانید ذرت بکارید و گوجه فرنگی درو کنید. هر دانه باید نوع خود را تولید کند. کتاب مقدس به ما  می‌گوید که ممکن است دانه‌ها در زمین‌های مختلف بیفتند و نتایج متفاوت هم به بار بیاورند. اگر ما بذر را در خاک حاصلخیز و غنی بکاریم بیشترین و بهترین محصول را برداشت خواهیم کرد، اما اگر بذرهای ما در زمین کم‌عمق و سنگلاخ کاشته شوند، محصول چندانی نخواهیم داشت. دانه‌هایی که در بین خارها و علف‌های هرز می‌افتند، خیلی زود جوانه می‌زنند و خیلی زود هم از بین می‌روند.   

همهٔ ما دانه‌هایی هستیم که خالق عالم در اینجا کاشته است. یکی از مهمترین قوانین موجود برای هر دانه، این است که باید بمیرد تا بتواند ثمر بدهد. یعنی در حین عبور از مراحل مختلف رشد، تبدیل به چیزی کاملاً متفاوت شود. دانه به طریقی اسرارآمیز تغییر حالت می‌دهد و از نهالی کوچک و ضعیف، به گیاهی کامل و بالغ تبدیل می‌شود. وقتی تجسم می‌کنیم که این دانهٔ کوچک و ظریف تا چه حد باید مقاوم و محکم باشد که بتواند راه خود را از میان تودهٔ خاک باز کرده و سرانجام میوه‌ای را که از آن انتظار می‌رود تولید کند، دچار حیرت می‌شویم. بسیاری از گیاهان با تولید بذر خود می‌توانند خودشان را تکثیر کنند.   

این اصل چه معنایی برای ما و چه ارتباطی با گناه دارد؟

جوابش ساده است. ما نیز باید بخواهیم که طبیعت گناه‌آلود در ما «بمیرد» تا بتوانیم همان شخصی باشیم که خدا در نظر دارد. چنانچه قلب ما زمین حاصلخیز برای بذر محبت او باشد، آنگاه وی همان میوه‌ای را که از ما انتظار دارد در وجود ما تولید خواهد کرد. مرگ و قیام مسیح که هویت خود را از او داریم، نمونهٔ آشکار این حقیقت است. وقتی ما به مفهوم این هویت برسیم، آن وقت است که خدا «فکر مسیح» (دوم قرنتیان ۱۶:۲) را به ما خواهد داد. این فکر به نوبهٔ خود اراده و قوت مقاومت در برابر گناه و توان تشخیص اینکه چه چیزی گناه هست و چه چیزی نیست را در ما ایجاد می‌کند.   

بعد از تمام آنچه گفتیم، باید یادآور شویم که گناه، یک فریب است. یک سراب در بیابان زندگی. هر چه بیشتر چشمان‌مان بر حقیقت مسیح باز شود و هر چه بیشتر از «نهر آب زنده» (یوحنا ۱۰:۴) بنوشیم، بهتر می‌توانیم ببینیم که گناه چیست. 

گناه دیواری است که ما را از شادی حقیقی شناخت خدا جدا کرده است. از همهٔ ایمانداران انتظار می‌رود که این دید شفاف را داشته باشند.   

تأمل شخصی   

  1. آیا تصور غلط و نادرست من از گناه، سبب شده است که ندانم در خدا چگونه شخصی باید باشم؟  
  2. در چه مواردی احساس تقصیر دروغین برایم دردسر ایجاد کرده است؟  
  3. آیا اخیراً خدا مرا نسبت به وجود گناهی در زندگی‌ام آگاه کرده است که حالا باید از آن دست بکشم؟ چه کاری باید انجام دهم؟  
  4. چگونه می‌توانم برای خدا میوه بیاورم؟  
  5. قصد دارم با وسوسه‌ای که در آینده سر راه من قرار می‌گیرد چطور برخورد کنم؟