۸) اصلاحات: کلیسای اَنگلیکن و نهضت ضداصلاحات

واژگان کلیدیِ مرتبط با مسیحیتِ پارس: میسیون‌های انگلیکن و کاتولیک رومی، ناحیۀ اسقفی ایران، کلیسای کاتولیک رومی در ایران

اصلاحات قرن شانزدهم انگلستان با سایر جنبش‌های موازی در قارۀ اروپا متفاوت است، آن‌هم به‌خاطر ارتباط نزدیک آن با مشکلات پادشاه هِنری هشتم و فرزندانش.

اولین ازدواج هنری، با کاترین آراگون، سرانجام خوشی نداشت و او در سال ۱۵۷۲ از پاپ کِلِمنت هفتم درخواست کرد که آن را ملغی اعلام کند. پاپ تقاضای او را رد کرد و این منجر به وقایعی شد که طی آن هنری، نخست اقتدار پاپ را رد کرد و سپس، در سال ۱۵۳۴ خود را رئیس اعظم کلیسای انگلستان خواند. سپس، بین سال‌های ۱۵۳۶ و ۱۵۴۰ میلادی، دولت هنری صومعه‌های انگلستان را منحل کرد و املاک و درآمدشان را از آنِ پادشاه خواند.

هنری در این زمان به الهیات اصلاحات و ترجمۀ کتاب‌مقدس به زبان انگلیسی توجه چندانی نداشت. چهرۀ کلیدی در اصلاحات انگستان نه هنری، بلکه اسقف منصوب او، توماس کِرانمِر، اسقف اعظم کانتربری بود. کرانمر موافق الغای ازدواج پادشاه بود و همین او را نزد پادشاه محبوب ساخته و این امکان را به‌وجود آورده بود تا قدم‌های محتاطانۀ اصلاحی بردارد. کرانمر با مارتین بوسِر، اصلاح‌طلبی از استراسبورگ، مکاتبه داشت و تحت نفوذ او به‌تدریج به الهیات اصلاح‌شدۀ زوینگلی و کالوین علاقمند شد.

پس از هنری، ادوارد ششم که در آن زمان کودک بود، در سال ۱۵۴۷ جانشین پدرش شد و کرانمر قدرت بیشتری به‌دست آورد. طی دوران حکومت ادوارد، کلیسای انگلستان الهیات «اصلاح‌شدۀ» زوینگلی و کالوین را پذیرفت. این از بیانیۀ ۴۲‌ماده‌ای کرانمر و کتاب «دعای عمومی» او در سال ۱۵۴۹ پیدا است: کتابی که ساختار مراسم عبادی کلیسای انگلستان را تعیین می‌کرد. ادوارد در سال ۱۵۵۳ درگذشت و مری اول، دختر نخستین همسر هنری، جانشین او شد که کاتولیکی محافظه‌کار و مؤمن بود. او کلیسای انگلستان را به انقیاد مجدد پاپ درآورد و بسیاری از پروتستان‌ها، از جمله توماس کرانمر را در سال ۱۵۵۶ میلادی اعدام کرد. پس از مرگ مری در سال ۱۵۵۸، الیزابت اول، دختر پروتستانِ دومین همسر هنری بر تخت نشست. توافق الیزابت در سال ۱۵۵۹ بیشتر با گرایش پروتستان بود، هرچند سازش نیز محسوب می‌شد. طی این توافق، کلیسای انگلستان ۳۹ ماده از بیانیۀ ایمان (سه ماده منهای ۴۲ مادۀ کرانمر، به قصد جلب توافق لوتری‌ها) و کتاب دعای عمومی کرانمر را پذیرفت، اما ساختار و سلسله‌مراتب اسقفی و عناصر عبادی و آیینیِ کلیسای کاتولیک را حفظ کرد. تنش میان ایمان پروتستان و ساختار کاتولیکی از آن زمان تاکنون ویژگی خاص کلیسای انگلستان و کلیسای انگلیکن جهانی که بعداً شکل گرفت، بوده است. در قرن هفدهم، پیورتَن‌ها بر عناصر پروتستان، و لاودین‌ها بر مراسم و ساختار، تأکید داشتند. در قرن نوزدهم، اونجلیکال‌ها از پیورتن‌ها پیروی کردند حال آنکه نهضت آکسفورد بر تداوم کلیسای پیش از اصلاحات تأکید داشت. امروزه در انگلستان برخی از کلیساها بر الهیات اصلاح‌شده (رِفُرم) تأکید دارند و برخی بر مراسم و آیین‌های کاتولیکی.

فعالیت میسیونری انگلیکن در قرن نوزدهم و توسط هنری مارتین در ایران آغاز شد و ۵۰ سال بعد، انجمن میسیونری کلیسای انگلیکن به ایران میسیونر فرستاد. ناحیۀ اسقفیِ ایران در سال ۱۹۱۲ تأسیس شد و در سال ۱۹۶۰ میلادی اولین اسقف بومیِ ایرانی، یعنی اسقف حسن دهقانی تفتی به آن سمت منصوب گردید. در حال حاضر، کلیسای حضرت پولس در تهران کلیسای عمدۀ این میسیون در ایران است، اما در شهرهای شیراز و اصفهان نیز کلیساهایی دارد.

کلیسای کاتولیک روم در قرن شانزدهم و در پاسخ به جنبش اصلاحات، در شورای تِرِنت، بین سال‌های ۱۵۴۵ تا ۱۵۶۳، اقداماتی اصلاحاتی به‌عمل آورد. این شورا، «بدعت‌های» پروتستان مانند نجات فقط محض فیض و پارسایی؛ فقط به‌واسطۀ ایمان را محکوم کرد، بر سنت‌های کلیسایی تأکید گذارد و کلیسا را تنها مرجع تفسیر کتاب‌مقدس خواند. اگرچه این شورا، برخی از سوءاستفاده‌ها را که موجب برافروختن خشم لوتر شده بود رد کرد، لیکن تکریم قدیسین و شمایل مذهبی و فروش بخشش‌نامه را تأیید نمود، اما سوءاستفاده از این سنت‌ها را قدغن ساخت. اگرچه جنبش ضداصلاحات شامل جفای پروتستان‌ها تحت حکومت مری اول در انگلستان و دادگاه تفتیش عقاید در اسپانیا بود، اما عامل ایجاد بسیاری از جنبش‌های روحانی مثبت نیز شد. از جمله جنبش یِسوعی‌ها (جامعۀ عیسی) که در ۱۵۴۰ توسط ایگناتیوس لولایا تأسیس شد و مهم‌ترین به‌شمار می‌رود. یسوعی‌ها در قرن‌های بعد بر تحصیل، امور خیریه و کارهای میسیونری بسیار تأکید گذاشتند. آنها به نقاط بسیاری از جهان سفر کرده، در آسیای شرق، افریقا و نیز در پارس کلیساهای کاتولیک رومی بنا نمودند. 

میسیونرهای کلیسای کاتولیک رومی در آغاز قرن هفدهم به ایران وارد شدند و اگرچه به‌خاطر کارهای خیریه‌شان تا قرن هجدهم نیز از احترامی چشم‌گیر برخوردار بودند، اما نتوانستند پارسیان را به مذهب مسیحیت بگروانند. این امر تا حدی به‌خاطر جفاهای دوره‌ای بود و تاحدی نیز به‌خاطر سخت‌گیری‌های رؤسای‌شان. به‌عنوان مثال، مراجع قدرت در رُم، اجازه نمی‌دادند مراسم عبادی به زبانی غیر از لاتین برگزار شود. کاتولیک‌های رومی همچنین با تلاش برای گرویدن ارامنۀ ارتودکس به مذهب کاتولیک، باعث رنجش آن کلیساها شدند. تلاش‌های میسیونری در اواسط قرن هجدهم پایان یافت، اما دوباره در اواسط قرن نوزدهم آغاز شد. در ایران امروزی حدوداً ۲۰‌هزار کاتولیک وجود دارد. بسیاری از آنها عضو کلیساهای ارامنه و کَلدانی هستند که رابطه‌شان را با کلیسای رُم برقرار کرده‌اند. اعضای کلیسای کاتولیک اصفهان یا تهران از مراسم و آیین کلیسای رُم پیروی می‌کنند. همچنین، در تهران، اصفهان و ارومیه کلیساهای جامع (کاتولیک) وجود دارند.