مسیحیان از تمام فرقه‌ها و فرهنگ‌ها، جشن‌ها و اعیاد به‌خصوصی را در تقویم‌های خود تعیین کرده و گرامی می‌دارند. برخی از این اعیاد، مثل کریسمس یا عید قیام، جشن‌های مهمی هستند و مربوط به مهم‌ترین وقایع زندگی مسیح می‌باشند. دیگر عیدها، می‌توانند مختص یک فرقه، فرهنگ یا کلیسایی خاص باشند. در این سری مقالات، در تلاش خواهیم بود تا برخی از مشهورترین اعیاد (نه مهم‌ترین عیدها از نظر الهیاتی!) و ویژگی‌های آنها را بدون هرگونه جانب‌داری، بررسی کنیم.

جمعۀ نیک یا جمعه‌الصلیب جشن یا عید نیست، بلکه رسمی‌ترین روز در تقویم عبادی کلیساست. در این روز، مصلوب‌شدن عیسای مسیح گرامی داشته می‌شود. کلمۀ انگلیسی «نیک» در نام این روز، به یکی از معانی غیرمتداول این کلمه اشاره دارد؛ یعنی «دیندار» و «مقدس». این روز در کلیساهای دیگر، نام‌های دیگری نیز دارد. برای مثال، در بیشتر مناطق شرقی اروپا، از جمله ارمنستان، این روز را تحت عنوان «جمعۀ عظیم» می‌شناسند. در جاهای دیگر نیز آن را به‌عنوان «جمعۀ سیاه» یا «جمعۀ مقدس» می‌شناسند. در همه جای جهان، این روز را در جمعۀ پیش از یکشنبۀ قیام و فردای پنج‌شنبۀ ماتم در نظر می‌گیرند. در نتیجه، تاریخ دقیق آن می‌تواند همراه با تاریخ عید قیام، تغییر کند. این روز در بسیاری از کشورهای غربی، تعطیل عمومی است؛ گرچه در برخی مناطق، ممکن است قوانین خاصی مبنی بر ممنوعیت فعالیت‌هایی مانند رقص یا مسابقات مختلف وجود داشته باشد.

جمعۀ نیک برای بسیاری از پروتستان‌های سنتی، مثل لوتری‌ها، اهمیتی برابر با یکشنبۀ قیام دارد، زیرا در این روز بود که عیسی کفارۀ گناهان بشر را با مرگ خود بر صلیب پرداخت. انسان‌ها بدون صلیب و کفاره، نمی‌توانستند با خدا در آشتی و مصالحه باشند و حیات جدید و رستاخیز غیرممکن می‌شد. برای بسیاری دیگر از مسیحیان، از جمله کاتولیک‌های رومی و ارتدکس‌های شرق، اهمیت جمعۀ نیک به هیچ وجه کمتر از یکشنبۀ قیام نیست؛ حتی اگر تأکید نسبتاً بیشتری روی قیام باشد. در هر یک از چهار انجیل، «روایت رنج صلیب» که شامل دستگیری، محاکمه توسط سنهدرین، پیلاتس و سپس شکنجه و مصلوب شدن عیسی می‌شود، چندین فصل را به خود اختصاص داده است. روایت‌های مرگ عیسی نسبت به روایت قیام او در روز یکشنبه، قابل‌توجه‌تر است.

جمعۀ نیک برای بسیاری از مسیحیان، روزی است که باید در آن با جدیت روزه گرفت. در کلیساهای ارتدکس شرق، جامه‌های سیاه‌رنگ می‌پوشند. سرودها نیز مرگ مسیح را بازتاب می‌دهند. عشای ربانی نیز معمولاً برگزار نمی‌شود و از اعضای کلیسا انتظار می‌رود تا جایی که وضعیت سلامتی‌شان اجازه می‌دهد، از خوردن و نوشیدن پرهیز کنند. هفتۀ مقدس برای کلیساهای ارتدکس شرق، تنها یک یادبود نیست، بلکه «نماد» یا تصویری است که ایماندار از طریق آن می‌تواند سفری را همراه با مسیح در طول یک هفته طی کند؛ هفته‌ای که در انتهای آن، مسیح مصلوب شده و سپس قیام می‌کند.

روزه گرفتن در غرب، ملایم‌تر است، اما برخی ایمانداران هنوز هم آن را با جدیت انجام می‌دهند و بسیاری نیز که هیچ ارتباطی با کلیسا ندارند، در این روز، به‌جای گوشت قرمز، از ماهی استفاده می‌کنند. رسم پختن نانی موسوم به «هات کراس بانز» نیز در جمعۀ نیک وجود دارد که نانی شیرین با نقش صلیب است. مراسم کلیساهای کاتولیک رومی و پروتستان در جمعۀ نیک، اغلب در سکوت و تعمق برگزار می‌شوند. این مراسم شامل زانو‌زدن و دعا مقابل صلیب و گوش‌فرا‌دادن و تعمق بر موسیقی محزون؛ یا شنیدن موعظه‌ای بر اساس هفت کلام آخر عیسی (بر اساس روایت اناجیل) می‌شوند. علاوه بر اینها، در برخی فرقه‌های غربی رسم دیگری نیز وجود دارد که قدمت آن به اوایل قرن چهارم می‌رسد و شامل برگزاری مراسم کلیسایی سه ساعته‌ای می‌شود که از ۱۲ تا ۳ بعد از ظهر به درازا می‌انجامد. این ساعت‌ها با زمانی که عیسی بر صلیب بود، همخوانی دارد، یعنی زمانی که بر اساس روایت اناجیل، تاریکی تمامی آن سرزمین را فرا گرفت. کاتولیک‌های رومی و اسقفی‌های محافظه‌کار در جمعۀ نیک بر «مراحل صلیب» تعمق می‌کنند. ایمانداران در این کلیساها به‌سوی ۱۴ تصویری که در اطراف کلیسا قرار دارد و بخشی از روایت رنج صلیب مسیح را ترسیم می‌کنند، می‌روند. ایمانداران در جلوی هر یک از تصاویر توقف کرده، دعا می‌کنند. در دیگر کلیساها، حتی در بسیاری از کلیساهای پروتستان که این رسم را ندارند، گاهی مراسم حرکت دسته‌جمعی و بازسازی صحنۀ صلیب برگزار می‌شود.

در کلیساهای ارتدکس شرق و کلیسای رسولی ارامنه، مراسمی شبانه در جمعۀ نیک برگزار می‌شود که به دفن جسد مسیح در مقبرۀ یوسف رامه‌ای اشاره دارد. این مراسم تا فرا رسیدن روز بعد، یعنی شنبۀ مقدس، ادامه پیدا می‌کند. در شنبۀ مقدس، جسد عیسی در قبر قرار دارد. ایمانداران در برخی کلیساهای کاتولیک رومی در لهستان، دعوت می‌شوند تا در مقابل مدلی از جسد عیسی با اندازۀ واقعی در یک مقبره، تعمق کنند.

ارتدکس‌های شرق، کاتولیک‌های رومی، اسقفی‌های محافظه‌کار و لوتری‌ها (یعنی کلیساهایی به جز پیروان نهضت اصلاحات) نیز رنج‌های دوزخ را در شنبۀ مقدس، یاد می‌کنند. بر اساس اعتقادنامۀ رسولان، مسیح پس از مرگ، به عالم مردگان نزول فرمود. برخی مسیحیان نیز چنین تعلیم می‌دهند که مسیح این کار را کرد تا اسیران دوزخ را آزاد سازد. در کلیسای ارتدکس شرق، شمایل‌نگاری شنبۀ مقدس، همان تصویر «رنج دوزخ» است. این آزادی از اسارت است که می‌تواند تلخی و تاریکی جمعۀ نیک را برای بسیاری از مسیحیان، تبدیل به شادی عید قیام کند.