فصل بهار، زمان گرم‌شدن هوا و بازگشت دوبارهٔ طبیعت است. زمانی که درخت‌ها شکوفا می‌شوند و حیوانات به‌دنیا می‌آیند. زندگی دوباره آغاز می‌شود، نه تنها برای بخشی از طبیعت؛ بلکه برای کل آفرینش! 

در زمستانِ‌ سرد، انتظار برای بهار طولانی به‌نظر می‌رسد؛ ولی طبیعت ما را ناامید نمی‌کند و بالاخره گرمای بهاری را برای ما به ارمغان می‌آورد. معصومیت و زیبایی این فصل ما را تشویق می‌کند تا بخش‌های قدیمی و خشک شدهٔ زندگی خود را کنار بگذاریم و به جوانه‌زدن و تازه‌شدن فکر کنیم. 

در زمستانی که گذشت اتفاقات زیادی در زندگی هر کدام از ما افتاد و شرایط زندگی ما را تحت‌الشعاع خود قرار داد. شاید عزیزی را از دست دادیم یا موقعیت خوبی در زندگی‌مان را، و شاید روزهاست که در تنهایی خود در خانه مانده‌ایم تا بلکه بتوانیم تغییری را در شرایط ایجاد کنیم. تلخی و دردی که از این زمستان با خود داریم آن‌قدر عمیق است که بهار رنگ‌و‌روی خود را برای ما از دست داده است.

اما طبیعت ما را می‌خواند تا خود را به آن نور حیات برسانیم، مثل آن جوانه‌های کوچکی که با تلاش زیاد خود را از لابه‌لای خاک بالا می‌کشند تا به گرمای خورشید برسند.

عیسی باز به مردم گفت: «من نور جهان هستم، کسی‌که از من پیروی کند در تاریکی سرگردان نخواهد شد، بلکه نور حیات را خواهد داشت.» (یوحنا۱۲:۸)

در عیسی مسیح، هر روز صبح که از خواب بیدار می‌شویم، زندگی جدید و‌ نور و حیات به ما عطا می‌شود. شاید در عمق درد و تنهایی‌مان پرتوی گرمای حضور خدا را احساس نکنیم،‌ ولی مطمئن باشید او در کنار ماست و عهد و پیمان خود را با ما نگاه می‌دارد، حتی در زمستانِ سرد.

«پس باید بدانید که خداوند خدای شما، خدای یگانه است. او خدایی با وفاست که عهد و پیمان خود را نگاه می‌دارد و محبّت پایدار خود را به دوستداران خود و آنهایی که از احکام او پیروی می‌کنند تا هزاران نسل نشان می‌دهد.» (تثنیه ۹:۷)

 شرایط این روزها شباهتی به بهاری که می‌شناختیم ندارد، اما این شرایط کار طبیعت را به تأخیر نینداخته است. به ما نیز می‌آموزد که در سرماها و خشکی‌های زندگی،‌ امید و تازگی هست. فقط باید خود را به گرمای روح‌القدس برسانیم تا جوانه‌های ایمان و امید در زندگی ما شروع به رشد کنند. آیا در این نوروز،‌ پرتوی نور حیات را در زندگی خود حس می‌کنید؟