بسیاری از مردم، اگر نگوییم همه، وقتی خبر جنگ‌های خانمان‌سوز و ستم‌هایی را که انسان‌ها بر یکدیگر روا می‌دارند، می‌شنوند، بلافاصله می‌پرسند: «پس خدا کجاست؟ اگر خدا عادل است، چرا اجازه می‌دهد قوی‌ترها این‌طور بر مردمان ضعیف و بی‌گناه ظلم کنند؟ این چه خدای عادلی است؟» اما هیچ‌کس به این فکر نیفتاده که ما انسان‌ها حتی به خودِ خدا هم ظلم کرده‌ایم!

لابد می‌پرسید: «چگونه؟» امروز، جمعه ۱۹ ماه آوریل، مصادف است با جمعهالصلیب، جمعه‌ای که در آن عیسای مسیح را به صلیب کشیدند و کشتند. همهٔ ما با شنیدن یا دیدن صحنهٔ مصلوب‌کردن مسیح غمگین می‌شویم و ظلمی را که به او شد، محکوم می‌کنیم. اما می‌دانستید که ما هم در این ظلم و عمل وحشیانه سهیم هستیم؟

در پنج‌شنبه شب، عیسی به شاگردانش خبر داد که یکی از آنها به او خیانت خواهد کرد و محلی را که او و بقیه شاگردان، شب‌هنگام در آن جمع می‌شدند و دعا می‌کردند، به دشمنانش لو خواهد داد تا او را به‌ دور از چشم هواداران بیشمارش که هم‌ولایتی او بودند، بازداشت کرده، محکوم به اعدام سازند. اما همهٔ شاگردان گفتند که هرگز به او خیانت نخواهند کرد و حتی تا پای جان، در کنارش خواهند ماند. اما ساعتی بعد، وقتی در آن محل جمع شدند و مأموران در تاریکی شب، برای بازداشتش سر رسیدند، همان شاگردان، از ترس جان خود پا به فرار گذاشتند. آیا آن عده از ما که خدادوست و پیرو مسیح هستیم، تا به حال برایمان پیش نیامده که در شرایط بحرانی، از ترس جانمان، معیارهای الهی را زیر پا بگذاریم؟ آیا این خیانت به خدا و مسیح نیست؟

ساعتی از بازداشت عیسی نگذاشته بود که پطرس، آن یار جانی عیسی، توانست وارد حیاط کاخ کاهن اعظم شود. او در کنار غلامان و کنیزان کاهن اعظم، دُور آتش ایستاد تا خود را گرم کند. یکی دو نفر از این خادمان، که در واقع هیچ‌کاره بودند، پطرس را شناختند و از او پرسیدند که مگر او نیز شاگرد عیسی نیست. اما پطرس، همان که گفته بود حتی اگر لازم باشد جان خود را فدای عیسی خواهد کرد، سه بار ارتباط خود با عیسی را انکار کرد. آیا نشده که ما نیز وقتی خود را در خطر دیده‌ایم، ایمان و تعهد خود را انکار کرده باشیم، خواه در گفتار و خواه در رفتار، و مانند یک خدانشناس و غیرمسیحی عمل کرده باشیم؟

جمعه، صبح بسیار زود، کاهن اعظم و اعضای شورای عالی یهود و بعد سربازان رومی که در خدمت فرماندار بودند، عیسی را به بدترین وجه، مسخره و استهزا کردند. بر صورتش آب دهان انداختند، به او سیلی زندند و با چماق بر سرش کوفتند. آیا پیش نیامده که ما هم حقایق و معیارهای خدا را با کارهایمان، یا سخنان پوچ خود، منکر شده، باعث تمسخر آنها شده باشیم؟

محاکمهٔ عیسی بسیار ناعادلانه بود. شورای عالی یهود هیچ مدرک و شهادتی علیه او به دست نیاورد. فرماندار رومی نیز که اختیار قانونی اعدام مجرمین را داشت، تسلیم خواستهٔ ناموجّه سران یهود شد و حکم اعدام او را صادر کرد، حکمی کاملاً ناعادلانه. وقتی عیسی را به صلیب میخکوب می‌کردند و صلیب را بر پا می‌داشتند، او چنین دعا کرد: «ای پدر، اینان را ببخش، زیرا نمی‌دانند چه می‌کنند» (لوقا ۲۳:‏۳۴).

بله، ما انسان‌ها حتی بر پسر خدا نیز ظلم کردیم. ما اگر قدرتش را داشته باشیم، بر هیچ‌کس، حتی بر خدا نیز رحم نمی‌کنیم. به قول آن اصطلاح عامیانه، همهٔ ما شناگران خوبی هستیم، اما آب گیرمان نمی‌آید. پس دیگر نگوییم: «خدا کجاست؟ اگر خدا واقعاً عادل است، چرا اجازه می‌دهد ظلم و بی‌عدالتی وجود داشته باشد؟» در جواب باید گفت که در شرایط و در نظام کنونی جهان، خودِ خدا نیز در شخص پسرش، عیسای مسیح، متحمل ظلم و ناعدالتی ما انسان‌ها شد. خدا در حکمت کاوش‌ناپذیر خود، فعلاً اجازه داده که اوضاع چنین باشد. علت آن را ما هرگز در این دنیا نخواهیم دانست، اما او روزی را تعیین کرده که در آن، همهٔ ظالمان و ستمگران را کاملاً عادلانه داوری خواهد کرد و فرمانروایی عادلانهٔ خود را برای همیشه برقرار خواهد ساخت. این است پیام روز جمعهالصلیب: خدا همراه با ضعفا و مظلومین، متحمل ستمگری انسان‌هاست!