شمع اول (به رنگ بنفش): شمع امید یا یادگاری از پاتریاخ‌ها

پاتریاخ‌ها، پدران اولیهٔ عهد عتیق می‌­باشند؛ آدم، نوح، ابرام (ابراهیم)، اسحاق و یعقوب (که اسرائیل خوانده می‌شود که از او دوازده قبیله اسرائیل بوجود آمد).

بنابراین پاتریاخ‌ها ریشه­‌های اولیهٔ قوم خداوند هستند که بر آنها قوم اسرائیل، مسیحا و کلیسای امروز ، بنا شده است. این وعده­­‌ای بود که خدا به ابراهیم داد؛ از او قومی وسیع بوجود خواهد آمد که به تمامی دنیا برکت خواهد داد؛ خداوند به اَبرام گفته بود: «از سرزمین خویش و از نزد خویشان خود و از خانۀ پدرت بیرون بیا و به سرزمینی که به تو نشان خواهم داد، برو. از تو قومی بزرگ پدید خواهم آورد و تو را برکت خواهم داد؛ نام تو را بزرگ خواهم ساخت و تو برکت خواهی بود. برکت خواهم داد به کسانی که تو را برکت دهند، و لعنت خواهم کرد کسی را که تو را لعنت کند؛ و همۀ طوایف زمین به واسطۀ تو برکت خواهند یافت [کلیسا].»  (پیدایش ۱۲: ۱-۳) 

باید به یاد داشته باشیم که ابراهیم ۷۵ ساله بود که وعده خدا را دریافت کرد و در ۱۰۰ سالگی فرزند خود اسحاق را در آغوش گرفت. ۲۵ سال انتظار برای وعدۀ خدا، سال‌های راحتی برای ابراهیم نبود مخصوصاً زمانی که او دوباره در ۹۹ سالگی با خدا ملاقات می‌کند و خدا عهد خود را واضح‌تر با او در میان می‌گذارد: «نام تو از این پس دیگر اَبرام خوانده نخواهد شد، بلکه نام تو ابراهیم خواهد بود؛ زیرا که تو را پدر قومهای بسیار گردانیده‌ام. تو را بسیار بسیار بارور خواهم ساخت؛ از تو قومها پدید خواهم آورد، و پادشاهان از تو به وجود خواهند آمد. عهد خویش را میان خود و تو، و نسل تو، پس از تو، استوار خواهم ساخت تا نسل اندر نسل عهد جاودانی باشد؛ تا تو را و پس از تو، نسل تو را، خدا باشم.» (پیدایش ۱۷: ۵-۷) 

حدود ششصد سال طول کشید تا قوم اسرائیل توانست در سرزمین مقدس (اسرائیل و فلسطین امروزی) مستقر شود و  تقریبا ۱۱۰۰ بعد از وعدۀ ابراهیم بود که سلیمان بزرگترین پادشاهی اسرائیل را شکل داد. ۱۰۰۰ سال دیگر لازم بود که قوم اسرائیل و بالطبع دنیای زندگان درانتظار نجات دهندهٔ موعود، خدای مجسم و مسیحا باشند.

در تمامی این سال‌های طولانی انتظار و امید دو دوست تنگاتنگ بودند که در بین اسرائیل و اقوام عالم می‌خرامیدند. انتظاری که در تولد عیسی به اتمام رسید با امیدی که در آمدن دوباره او به پایان می‌رسد. خدا در وعده خود به ابراهیم، مسیحای موعود را پیشبینی کرد و در سراسر عهد عتیق آن‌ را تشریح کرد. مسیحایی که کسی جز خود او  کس دیگری نیست!‌عمانوئیل، خدا با ما!

در دنیای مدرن امروزی ما که با چند کلیک می‌توان خرید خانه را انجام داد یا با کسی در آن‌سوی دنیا صحبت کرد، هزار سال، زمان زیادی است. اما باید در نظر داشت برای خدا، هزار سال، یک روز است و یک روز، هزار سال. 

فصل انتظارِ میلاد به ما یادآوری می‌کند، گرچه انتظار ممکن است طولانی، دردآور و شاید ناامید کننده باشد؛ ولی وعدۀ خدا حتما به انجام خواهد رسید. در عیسی، امید همانند نوری در تاریکی می‌تابد و پادشاهی خدا، روشنایی تا به ابد خواهد داشت.

شمع اول، نشانهٔ امید به وعده­‌های خداست. وعده­‌هایی که در عیسی ظهور کرد و در آمدن دوباره به کمال خواهد رسید. 

مهم نیست چند ساله باشیم  یا از کدام قوم، ملیت و جنسیت هستیم، بلکه مهم این است که آیا وعدهٔ خدا در عیسی را درک کرده­‌ایم؟ آیا وفادارانه منتظر تحقق آنها هستیم؟ فصل ادونت، فصل انتظار و ظهور است. 

اما این انتظار و امید به وعده، چگونه به دست ما رسید؟ 

شمع دومِ در فصل انتظارِ میلاد، شاید پاسخگوی سوال ما باشد.