برای بسیاری، چه در کلیسای اولیه و چه در کلیسای زمان ما، رستاخیز همچون ایمان شخصی هر فرد می‌باشد! اما ممکن است برای برخی این سئوال به‌وجود بیاید که از کجا مطمئن شوم که اتفاق افتاده است؟

شاید شاگردان عیسی شبانه آمده و جسد او را دزدیده باشند؟! (متی۱۲:۲۸-۱۴) یا اولین ملاقات کنندگان عیسی قیام کرده، شبحی دیده و فکر کرده باشند که عیسی است؟! (لوقا ۳۸:۲۴) شاید هم قیام عیسی، توهم زنانی بود که برای اولین بار بعد از رستاخیز او را ملاقات کردنده بودند؟! (لوقا ۱۱:۲۴) یا شاید رستاخیر عیسی از ذهن خلاق شاگردان زاییده شده تا حرکتی انقلابی را در دل دین یهود به‌وجود آورد!؟ یا نتیجهٔ ایمان خالص آنها به عیسی بوده است که منجر به یک تجربهٔ روحانی با او شده تا یک تجربهٔ ملموس واقعی!؟ شاید هم رهبران کلیسا، ایدهٔ قیام عیسی مسیح از مردگان را سالیان بعد از مرگ او اختراع کرده باشند تا بتوانند پیروان تحت جفای خود را دلداری داده و حتی حفظ کنند!؟

… و هزاران حدس و گمان دیگری که می‌تواند ذهن شکاک انسانِ امروزی را به خود مشغول کرده و مانع ایمان شود.

حقیقت این است که تمامی این شایدها امکان دارد؛ زیرا واقعهٔ مرگ عیسی و رستاخیزش، در منابع تاریخی ثبت نشده است و ما دلایلی به‌غیر از منابع مسیحی برای اثبات قیام عیسی در دسترس نداریم. اما مثل ایمان شخصی هر فرد، رستاخیز هم نتایجی دارد که باید بر اساس آن قضاوت به قبول یا رد آن کرد.
باید این نکته را از ابتدا مورد توجه قرار داد که رستاخیز عیسی یکی از پایه‌های اساسی ایمان مسیحی است و اگر به آن اعتقاد نداشته باشیم، مسیحیت جز نسخه‌ای دیگر از ادیان انسانی نمی‌باشد.

پولس، رسول عیسی مسیح که روزی خود بنا داشت کلیسای عیسی را نابود کند، در مورد رستاخیز چنین می‌گوید:

«و اگر مسیح برنخاسته، هم وعظ ما باطل است، هم ایمان شما. به‌علاوه، برای خدا شاهدان دروغین محسوب می‌شویم، زیرا دربارهٔ او شهادت داده‌ایم که مسیح را از مردگان برخیزانید، حال آنکه اگر مردگان برنمی‌خیزند، پس خدا او را برنخیزانیده است. زیرا اگر مردگان برنمی‌خیزند، پس مسیح نیز برنخاسته است. و اگر مسیح برنخاسته، ایمان شما باطل است و شما همچنان در گناهان خود هستید. اگر تنها در این زندگی به مسیح امیدواریم، حالِ ما از همهٔ دیگر آدمیان رقّت‌انگیزتر است.»

اول قرنتیان۱۴:۱۵-۱۹

اما دلایل مسیحی رستاخیز عیسی چیست؟

شواهد تاریخی

در تمامی اناجیل، این شهادت ثبت شده است که عیسی پس از قیام، به تمامی شاگردان (چه مرد و چه زن) ظاهر شد. وی نه‌تنها خود را ظاهر کرد، بلکه با آنها صحبت کرد، غذا خورد، راه رفت و نشانه‌ٰهای صلیب را نشان داد. پولس در آیات قبل از آیات بالا به این نکته اشاره کرده است. سپس، اضافه می‌کند که بیش از ۵۰۰ نفر از رسولان عیسی، خداوند قیام کرده را دیدند و خود او نیز بعداً با عیسی ملاقات کرد.

گرچه شاهدان تاریخی قیام عیسی شاگردان بودند، اما آنها نمی‌تواند شاهدان دروغین محسوب شوند؛ چون خدا است که بر این شهادت قضاوت کرده، رسولان را قوت داد تا واقعهٔ قیام را موعظه کنند و پیامد آن، ایمان‌آوردن صدها نفر بود.

پایهٔ مسیحیت

انجیل یا پیام خوش برای تمامی دنیا این است که: «مسیح برای گناهان ما مرد، دفن شد و از مردگان برخاست. امروز ما در عیسی می‌توانیم در مقابل خدا پارسا بایستیم و در مقابل گناه مقاومت کنیم و زندگی ابدی داشته باشیم.»

کتاب‌مقدس بر این اعتقاد است که مزد گناه مرگ است. اگر موجودی دیگر به‌جای شخص قربانی نشود، این شخص است که باید جزای گناه خود را با مرگ خویش بپردازد. به همین دلیل سیستم قربانی و شریعت در عهد عتیق (در اسرائیل) به‌وجود آمد تا حیوانات یا محصولات زمین (همراه با قربانی‌های دیگر) به‌جای انسان قربانی شوند و بدین وسیله، انسان از کارهای بد خودش توبه کند. به این ترتیب، او در حضور خدا پذیرفته و رابطه‌اش با وی حفظ می‌شد. همان‌طور که در مقالهٔ قبلی گفته شد،‌ پولس در نامهٔ خود به رومیان و غلاطیان به تفسیر استدلال می‌کند. انسان در به‌انجام‌رساندن هدف شریعت و سیستم قربانی کاملاً شکست خود. بنابراین، خدای پدر، پسر یگانهٔ خود عیسی را فرستاد تا به‌جای ما شریعت را به‌طور کامل انجام دهد و برای ما بر روی صلیب قربانی گناه شود.

اگر عیسی در مرگ باقی می‌ماند (مانند مابقی پیامبران)، دیگر بخشش گناهان از طریق او معنی نداشت؛ چون او گناه را شکست نداده بود، بلکه فقط پوشانده بود. مثلاً اگر فردی غده‌ای در سر خود دارد و دائماً دچار سر درد می‌شود، قرص سردرد فقط می‌تواند تسکینی برای درد باشد، نه اینکه غده را از سر خارج کند. این قدرت جراح است که سر را شکافته و غده را خارج می‌کند تا درد دائمی ار بین برود.

رستاخیز مسیح، قدرت غدهٔ گناه را در انسان بر می‌دارد و به انسان این اجازه را می‌دهد که رابطه‌ای مصالمت‌آمیز با خدا و دیگران داشته باشد. پولس در همین باب ۱۵ اول قرنتیان چنین می‌گوید: «مرگ در پیروزی فرو بلعیده شده است… ای گور، پیروزی تو کجاست؟ و ای مرگ، نیش تو کجا؟» (اول قرنتیان ۵۴:۱۵-۵۷). نیش مرگْ گناه است و نیروی گناه، شریعت. اما شکر خدا را که به‌واسطهٔ خداوند ما عیسی مسیح به ما پیروزی می‌بخشد.

تمامی امید به آزادی، محبت، پیروزی، دریافت روح و دیگر پایه‌های ایمان مسیحی به این موضوع بر می‌گردد که مسیح از مردگان برخاست. بنابراین، ما نیز می‌توانیم در این پیروزی و قدرت شریک شویم.

در کلیساهای قدیمی‌تر همچون کلیسای انگلیکن، از شب پنجشنبهٔ شام خداوند (شبی که شبانان و رهبران پاهای اعضای کلیسا را می‌شویند)، تمامی محراب و کلیسا را از تزئینات خالی می‌کنند تا زندگی تهی و سیاه انسان گناهکار را به تصویر بکشند. ولی شب قبل از یکشنبهٔ قیام با سرود و پرستش و شمع در دست، کلیسا را با گل‌های سفید و زیبا آراسته می‌کنند تا قدرت قیام و پیروزی بر مرگ را در روز یکشنبهٔ قیام با ایمانداران جشن بگیرند.

زندگی ابدی

رستاخیر عیسی فقط پیروزی بر تاریکی و زندگی با خدا را در این جهان به ما اعطا نمی‌کند، بلکه زندگی ابدی ما با خداوند را نیز تضمین می‌‌نماید.
«اما مسیح براستی از مردگان برخاسته و نوبر خفتگان شده است.» (اول قرنتیان۲۰:۱۵)

این آیه و آیاتی دیگر در کلام خدا به ما این تضمین را می‌دهد که چون عیسی از مردگان برخاسته است، ما نیز از مردگان برخواهیم خاست و تا به ابد با او زندگی خواهیم کرد، اگر به او در این زندگی ایمان داشته باشیم.

شاید این سؤال پیش بیاید که چگونه ما از مردگان برخواهیم خاست؟ چون عیسی از میان مردگان قیام کرد، همۀ مسیحیان که در او خوابیده‌اند هم برخواهند خاست. مسیح نوبر است و بقیۀ ایمانداران به تبعیت از او قیام خواهند کرد و شکل انسان آسمانی را به خود خواهنم گرفت. (اول قرنتیان ۲۳:۱۵)

به گفتهٔ پولس رستاخیز عیسی به ما این امکان را می‌دهد که نگاهی کوتاه به دنیای ابدی پس از مرگ داشته باشیم (اول قرنتیان ۵۲:۱۵).

خداوندی عیسی

این نکته درست است که عیسی در اناجیل هیچ‌گاه مستقیماً خود را خدا نخواند، گرچه ما دلایل بسیار زیادی هم در اناجیل و هم در کتاب‌مقدس داریم که خداوندی عیسی را ثابت می‌‌کند، اما رستاخیز عیسی مُهری محکم بر خداوندی او است.

«اکنون ما به شما بشارت می‌دهیم که خدا آنچه را که به پدران ما وعده داده بود، با برخیزانیدن عیسی، برای ما که فرزندان ایشانیم وفا کرد. همان‌گونه که در مزمور ۲ نوشته شده: «تو پسر من هستی؛ امروز، من تو را مولود ساخته‌ام.»

اعمال۳۲:۱۳-۳۳

«و دربارهٔ پسر اوست، که چون انسانی خاکی از صُلب داوود به دنیا آمد، و با رستاخیز از میان مردگان، به سبب روحِ قدّوسیت، به مقام پسر قدرتمند خدا منصوب شد، یعنی خداوند ما عیسی مسیح.»

رومیان ۳:۱-۴

این آیات مقام خداوندی عیسی را بیان می‌کنند. شاگردان آن را تجربه کرده و ما نیز امروز می‌توانیم آن را در زندگی‌مان تجربه کنیم.

قضاوت شما

بنابراین، رستاخیز عیسی برای مسیحیان دارای دلایل محکمی همچون شهادت خدا، شهادت انسان‌ها، شهادت کتاب‌قدس و شهادت تاریخ است، اما در انتها چیزی که آن را تبدیل به واقعیت در زندگی هر انسانی می‌کند، تجربهٔ شخصی و باورکردن تمام شواهدی است که ما را به این نتیجه می‌رساند که عیسی بر روی صلیب رفت از مردگان قیام کرد و هرکس که به او ایمان بیاورد، می‌تواند قدرت بی‌نهایت و عظیم او را تجربه کند.

راه تجربه‌کردن این حقیقت خیلی دشوار نیست: «زیرا در دل است که شخص ایمان می‌آورد و پارسا شمرده می‌شود، و با زبان است که اعتراف می‌کند و نجات می‌یابد.»

«هر که بر او توکل کند، سرافکنده نشود.»

رومیان ۱۰:۱۰-۱۱

امروز قاضی و شاهد خود شما هستید. شما هستید که می‌توانید رستاخیز عیسی را قبول یا رد کنید. شما هستید که می‌توانید قدرت رستاخیز عیسی را در زندگی خود بپذیرید و شما هستید که انتخاب می‌کنید ایمان قلبی خود را بر نجات در عیسی قرار دهید. قدرت انتخاب، یکی از زیباترین و پُرمحبت‌ترین هدیه‌هایی است که خدا به ما عطا کرده.

امروز انتخاب شما چیست؟