در بخش ‌های پیشین، به جملهٔ « دیگر چه گوید؟»، از سرود «چه پایه‌ای محکم» پرداختیم. سپس در مورد توقعات ما از خواندن کلام و اینکه آیا این توقعات، در راستای افکار خداوند هستند یا نه، صحبت کردیم. برای خواندن بخش‌های پیشین ، از «فهرست مطالب این مجموعه»، آن را انتخاب کنید. این‌بار به موضوع مقدسین ‌می‌پردازیم. آیا می‌خواهید بدانید که مقدسین چه کسانی هستند؟ پس این بخش را با دقت بخوانید.

خوب گوش کنید

بخش دوم

شما مقدسین

شما مقدسین

به لقبی که این واژه در سطر اول به شما داده توجه کنید. شما یکی از «مقدسین» خداوند هستید. به عبارت دیگر خدا می‌گوید: «تو مال من هستی، تو به من تعلق داری.» او عزیزانش را می‌شناسد. در اصطلاح رایج، کلمهٔ «مقدس» برای کسی به ‌کار می‌رود که به مدارج بالای روحانی رسیده و شخصی فوق‌العاده است. اما در کتاب مقدس، خدا کلمهٔ «مقدس» را به گونه‌ای دیگر معنی می‌کند. مقدسین، انسان‌های معمولی هستند که به نجات‌دهنده و خداوند استثنایی تعلق دارند. نجات‌ دهندهٔ ما تمام چیزهای فوق‌العاده را برای ما به دست می‌آورد. تمام کارهای خوبی (البته اکثراً کارهای ما بد یا نسبتاً خوبند) که انجام می‌دهیم، جزو وظایف ماست (لوقا ۱۰:۱۷) و این کارها ما را مقدس نمی‌کنند! خدا شما را به این دلیل که به او تعلق دارید مقدس می‌نامد نه اینکه چون بیش از وظیفه‌تان کار کرده‌اید و مستحق احترامی خاص هستید. این مدال افتخار نیست، بلکه شناسنامه است. وقتی خدا نام خود را بر شما می‌نهد، درد و رنج مفهوم دیگری پیدا می‌کند. درد و رنج، از‌دست‌دادن عزیزان و ضعف‌های شما به منزلهٔ آخر دنیا یا مرگ امیدهایتان نیست.

چون خدا شما را جزو «قوم برگزیدهٔ خدا که مقدّس و بسیار محبوب است» (کولسیان ۱۲:۳) می‌داند. شما تا ابد در خانهٔ او ساکن خواهید شد. این حقیقت شما را آزاد می‌کند تا انرژی خود را برای رشد‌کردن همچون فرزند خدا، و برای کمک به دیگران به کار ببرید. آنگاه آرزوهایتان بیش از حد تصورتان، جامهٔ عمل خواهند پوشید.

         اگر شما جزو مقدسین او نیستید، بدانید که وقتی چیزی یا کسی را از دست می‌دهید، همهٔ ارزش‌ها، امیدها و دستاوردهایتان نقش بر آب می‌شوند و آنچه را که برایش زندگی می‌کردید؛ با مرگتان از بین خواهد رفت (امثال ۲۸:۱۰). از آنچه می‌ترسیدید، بر سرتان خواهد آمد. این تنها به‌خاطر واقعیت‌های روز داوری نهایی نیست، بلکه صرفاً نتیجهٔ منطقی مرگ است. پس وارد زندگی و محبت عیسی شوید، آنگاه درد و رنج و آنچه از دست داده‌اید زمینه‌ای فراهم خواهد کرد تا امیدهای واقعی؛ بیدار و تقویت شوند. بیداری امیدها، نتیجهٔ منطقی این واقعیت است که عیسی زنده است. ایمان مسیحی ایمانی کورکورانه نیست. ایمان کورکورانه آن است که «باور ندارد عیسی زنده است» و چنین ایمانی زندگی شما را به سمت نابودی می‌برد. مسیحی بودن، یعنی گام برداشتن در راهی که مانند طلوع آفتاب به تدریج روشن و روشن‌‌تر می‌شود تا به روشنایی کامل نیمروزی می‌رسد.

اکنون به روشنی می‌دانید که شما مقدس هستید، نه به‌خاطر کارهایتان، بلکه به این خاطر که به خداوند تعلق دارید. در قسمت بعدی به سومین موضوع از سرود «چه پایه‌ای محکم» خواهیم پرداخت. موضوع «پناه بردن» به خداوند. به‌‌راستی چرا ما احتیاج داریم که به خداوند پناه ببریم و نه به چیزهای دیگر؟