قسمت قبل، داستانی آموزنده در مورد یکی از چالش‌های زندگی نویسندهٔ این مجموعه بود، اینکه او چگونه در آن شرایط با خداوند قدم زد و چه درس‌هایی آموخت. در پایان، پنج سؤال با موضوع «وقتی خدای حکیم مطلق، به درد و رنج شما راه می‌یابد»، مطرح شد. اما جواب این سؤالات ناگفته ماند. دلیل این بود که شما در مورد این سؤالات فکر کنید و قبل از اینکه نویسنده جواب آنها را برای شما بازگو کند، خود را بیازمایید. برای خواندن قسمت قبل، از «فهرست مطالب این مجموعه»، آن را انتخاب کنید.

خوب گوش کنید

بخش چهارم

۱- شما با چه سختی‌هایی روبه‌رو هستید؟

نخستین سؤال را می‌توان به آسانی پاسخ داد؛ زیرا زندگی به‌طور کلی سخت است. الان با چه سختی‌هایی روبه‌رو هستید؟ اگر با مشکلی بسیار بزرگ و پیچیده مواجه هستید، یک بخش کوچک از آن را در نظر بگیرید. راه‌های خدا طوری است که ما می‌توانیم قدم‌به‌قدم در آن جلو برویم. لازم نیست دورخیز کنیم و از بالای کوه مشکلات بپریم.

۲- از خدا چه پیام حیات‌بخشی دریافت می‌کنید؟ 

سؤال دوم، پاسخ‌های احتمالی متعددی دارد. آیا در حال حاضر «از خدا» یا «دربارهٔ خدا»، حقیقتی در ذهنتان است که در وضعیت کنونی با قلب شما سخن می‌گوید؟ وقتی من دچار اختلال فکری شده بودم، دوم قرنتیان ۱۲ به دادم رسید و قدرت خداوند را وارد ضعف من کرد. در گذشته چه چیزی به دادتان رسیده است؟ به چیزی تازه‌ای شما از خداوند نیاز دارید؟

بخش‌هایی از کتاب مقدس را که با سختی و درد و رنج سروکار دارد، بخوانید. مزامیر، ایوب، دوم قرنتیان و اول پطرس بخش‌های مناسبی هستند. البته آیات دیگری نیز در کتاب مقدس وجود دارند که با مصیبت‌های ما سخن می‌گویند. آیا سرودی هست که به شما یادآوری ‌کند شما در نظر خدا که هستید؟ آیا مزموری می‌شناسید که وضعیت شما را صادقانه در میان این کشمکش نشان ‌دهد؟ یا نکته‌ای از یک موعظه، تعلیم و یا کتاب که شرح دهد خدا چگونه در مصیبت‌ها کار می‌کند؟ وعده‌ای که نشان ‌دهد خداوند در آینده چه خواهد کرد؟

۳- دوستان خردمندتان چه کمک فکری‌ای به شما می‌کنند؟

سؤال سوم خیلی مهم است، اما ممکن است پاسخی پیچیده داشته باشد. شما به افراد دیگر نیز نیاز دارید. معمولاً این موضوع به برههٔ فراموشی سپرده می‌شود و شخص دردمند می‌کوشد به تنهایی از مشکلاتش عبور کند. چه کسی را می‌شناسید که بتواند با شما همسفر باشد؟ از خودتان بپرسید: «به چه کسی بیش از همه اعتماد دارم؟ چه کسی می‌تواند با مواظبت تمام؛ قلب شکنندهٔ مرا حمل کند؟ چه کسی با دقت به حرف‌هایم گوش خواهد داد؟ چه کسی رازدار است و دعاهایش معنا و مفهوم دارد و می‌تواند نصایح روحانی به من بدهد؟ چه کسی را می‌شناسم که بیش از دیگران با احساس، صریح، فروتن، با ایمان، با تجربه و با شهامت است؟» البته هیچ کس کامل نیست، اما خدا اشخاص ناکاملی را سر راه ما می‌گذارد که خردمند، مهربان و قابل اعتمادند، درست آنچه شما دوست دارید برای دیگران باشید. چه کسی می‌تواند در حمل‌کردن بار مشکلاتتان به شما یاری دهد؟ نگرانی‌هایتان را به خدا واگذارد و دلداریتان دهد؟

معمولاً این موضوع به برههٔ فراموشی سپرده می‌شود و شخص دردمند می‌کوشد به تنهایی از مشکلاتش عبور کند. چه کسی را می‌شناسید که بتواند با شما همسفر باشد؟ از خودتان بپرسید: «به چه کسی بیش از همه اعتماد دارم؟ چه کسی می‌تواند با مواظبت تمام؛ قلب شکنندهٔ مرا حمل کند؟ چه کسی با دقت به حرف‌هایم گوش خواهد داد؟ چه کسی رازدار است و دعاهایش معنا و مفهوم دارد و می‌تواند نصایح روحانی به من بدهد؟ چه کسی را می‌شناسم که بیش از دیگران با احساس، صریح، فروتن، با ایمان، با تجربه و با شهامت است؟» البته هیچ کس کامل نیست، اما خدا اشخاص ناکاملی را سر راه ما می‌گذارد که خردمند، مهربان و قابل اعتمادند، درست آنچه شما دوست دارید برای دیگران باشید. چه کسی می‌تواند در حمل‌کردن بار مشکلاتتان به شما یاری دهد؟ نگرانی‌هایتان را به خدا واگذارد و دلداریتان دهد؟

       بخشی از پیچیدگی سؤال سوم در آن است که ممکن است برخی خردمند نبوده و بسیار نادان باشند. آنها مانند دوستان ایوب، ممکن است ندانند چگونه با شما رفتار کنند و نصیحت اشتباهی به شما بدهند. ممکن است چیزهای نادرستی بگویند دربارهٔ خدا و روشی که او در مقابل مشکلات زندگی دارد. ممکن است قابل اعتماد نباشند و پشت سرتان غیبت کنند. پس نمی‌توانید از هر کس و ناکس بخواهید در کنار شما باشد.

۴- شما چگونه می‌توانید با کوشش صادقانه، راه خود را به‌سوی اعتماد‌کردن به خدا باز کنید؟

سؤال چهارم به شما کمک می‌کند تا با کوشش خود، آنچه را که حقیقت دارد و درست است از آنِ خود سازید. سعی کنید حقایقی را که راحت به‌دست فراموشی سپرده می‌شوند، به‌یاد آورید. صادقانه در جست‌وجو و طلب خداوند باشید. هرگاه به‌سوی او نظر کنید، به احتمال قوی از گناهان غریزی و عادت‌های زشت دور خواهید شد. عادت‌هایی مانند اضطراب، خشم، یأس و یا فرار از مشکلات. خداوند مهربان و رحیم است. «خدا در برابر متکبّران می‌ایستد، امّا فروتنان را فیض می‌بخشد» (یعقوب ۶:۴). خجالت نکشید که با خداوند دربارهٔ رنج‌ها، گناهان و کشمکش‌های خود سخن بگویید و از او طلب رحمت کنید. مزامیر پُر است از این نوع راز و نیازها با خدا. از پدر آسمانیتان بخواهید که روح‌القدس خود را به شما دهد. حکمت، اعتماد، آرامش، شهامت، محبت، استقامت و امید در اثر تماس شخصی خدا با ما پدید می‌آیند.

       فعالیت و جد و جهد صادقانه از جانب ما، به معنی ادعای پیروزی نیست، راه میان‌بُر یا شعار پیروزمندانهٔ روحانی نیست و نیز ناله و شکوه‌کردن و به‌حال خود دل‌سوزاندن هم نیست. در این مرحله، خدا ما را در مسیر خود راهنمایی می‌کند. بخواهید، بجویید و بکوبید. نخست او شما را یافت و حال می‌خواهد شما نیز او را بیابید. 

 ۵- گام بعدی که باید بردارید کدام است؟

سؤال پنجم بسیار عملی است: «حال چه باید کرد؟» در رنج‌های طاقت فرسا، مشکل همیشه بسیار بزرگتر از آن است که شما در حال حاضر بتوانید کاری انجام دهید. اما این بدان معنا نیست که نباید قدم‌هایی در این راستا بردارید. در روز گرفتاری، من توان یافتن راه حل را نداشتم، اما می‌توانستم به کسی تلفن بزنم. «کاتارینا فن اشلگر» نمی‌توانست دوست از دست رفته‌اش را باز گرداند، اما می‌توانست کشمکش جان خود را درون سرودی به نام «ای جان من، آرام باش» بریزد. آن قدم کوچک، اما مهمی را که باید بردارید کدام است؟ شاید فقط این باشد که از دعا بلند شوید و به دوستی زنگ بزنید، یا لباس‌های کثیفتان را در ماشین لباس‌شویی بریزید، یا قبض آب و برق و غیره را بپردازید، یا سر کار بروید، یا مرخصی بگیرید و روزتان را در یک گردشگاه سپری کنید.

جواب‌های شما چه تفاوت‌هایی با جواب‌های بالا داشت؟ چیزهایی را که یاد گرفتید برای خود یادداشت و آنها را تمرین کنید.

در قسمت بعدی این مجموعه، به موضوع « من با شما هستم»، خواهیم پرداخت. خداوند به ما این اطمینان را داده ‌است که در هر شرایطی در کنار ما حضور دارد. شما در برابر رنج‌های طاقت‌فرسا چه واکنشی از خود نشان می‌دهید؟ آیا به حضور و کمک خداوند در شرایط سخت باور دارید؟