نگاهی به اِستیگما (stigma، انگ اجتماعی)* از جنبهٔ روان‌شناسی

در این سری از درس‌ها قصد داریم به بررسی موضوع اِستیگما از جنبه‌های مختلف بپردازیم. امروزه ما در جامعه‌ای زندگی می‌کنیم که آمار اختلالات روحی در میان مردم، به اندازهٔ بیماری‌های جسمی و فیزیکی است. در طی تاریخ، نگاه‌ جامعه و فرهنگ به افرادی که از اختلالات روحی و روانی (مثل افسردگی، اضطراب یا اختلال شخصیتی و غیره) رنج می‌بردند، نسبت به افرادی که بیماری فیزیکی داشتند، بسیار متفاوت بوده است. نگاه منفی جامعه و مردم نسبت به این دسته از افراد، نه تنها مفید واقع نشده است، بلکه باعث شده بسیاری از افراد به علت ترس از اِستیگما و طرد‌شدگی، در خفا و تنهاییِ خود با این موضوع دست‌و‌پنجه نرم کنند.

از دل فغان بر می‌آورم
چون ایامی را یاد می‌آورم
که با جماعت می‌رفتم
و آنان را به خانهٔ خدا رهنمون می‌شدم،
در میان فریاد‌های شادمانی و شکرگزاری
جمعیت جشن گیرندگان.

(مزمور ۴:۴۲)

 در کتاب مزمور، نویسنده از دردی شخصی صحبت می‌کند! این آیه به اهمیتِ داشتن روابط اجتماعی و مشارکت با دیگران اشاره دارد و به ما یادآوری می‌کند که از‌دست‌دادنِ مشارکت با دیگران، گاهی تجربهٔ بسیار سخت و دردناکی است. مزمورنویس، احساسِ شادی‌‌ای که در مشارکت و پرستش با دیگران بود را در زمان تنگی به یاد می‌آورد.

 در این سه درس موضوعات زیر را مورد بررسی قرار خواهیم داد:

  • ۱) بررسی تأثیر اِستیگما بر افرادِ مبتلا به اختلالات روانی؛
  • ۲) تعریف و تشخیص روند شکل‌گرفتن اِستیگما؛
  • ۳) بررسی پیام انجیل در ارتباط با موضوع اِستیگما.

اِستیگما به معنی خوار‌شمردن، بدنام‌کردن، و لکهٔ‌ننگ‌گذاشتن است. در گذشته اِستیگما به هرگونه علائم و نشانه‌های فیزیکی یا فقدان آنها گفت می‌شد. اما امروز کلمهٔ اِستیگما بیشتر به تجربهٔ طردشدگی یا نگاه منفی جامعه نسبت به افراد با اختلالات روانی است.

اکثر مردم نسبت به کلمهٔ اِستیگما واکنش شدید نشان می‌دهند، این در‌حالی است که در یک جامعه‌ باید بردباری و احترام از ارزش بالایی برخوردار باشد. موضوعِ «محبت به یکدیگر» در جمع‌هایی که با آن در ارتباط هستیم باید جدی گرفته شود. با وجود این واقعیت‌، موضوع اِستیگما همچنان در کلیسا‌ها و گروه‌های مسیحی به شدت احساس می‌شود.

 همین‌طور که در حال خواندن این مقاله هستید، بیایید کمی مکث کرده و از خود بپرسید: آیا احساس و یا نگاهی منفی نسبت به شخصی با اختلال روحی داشته‌اید؟ همین‌طور که به این سؤال می‌اندیشید، به یاد بیاورید چه کلماتی را در مورد این شخص به‌کار برده‌اید؟ چه احساسی به شما در برخورد با آن شخص دست داد؟ یا برعکس، شاید خود شما شخصی هستید که به دلیل مسائل روحی مورد قضاوت اطرافیان قرار گرفته و نگاه منفی اطرافیان را نسبت به خود حس کرده‌اید. این نگاه منفی چه تأثیراتی بر شما داشت؟

حس خجالت، شرم، عصبانیت، بیچارگی و بدبختی از جمله تأثیرتِ احساسی اِستیگما بر افراد است. اِستیگما نه تنها احساسات را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه می‌تواند فرد را از کمک‌خواستن برای مشکلات روحی منصرف کرده، مانع حضور وی در جمع و گروه‌هایی که مختص این‌گونه افراد است شود. همچنین اِستیگما می‌تواند زندگی اجتماعی و مالی افراد با مشکلات روحی را محدود کند.

 چرا پرداختن به مسئلهٔ اِستیگما اهمیت دارد؟

سازمان جهانی بهداشت اعلام کرده است که «اِستیگما تنها و مهم‌ترین مانع برای رویارویی با جامعه است.» همچنین تحقیقات در سال‌های اخیر نشان داده است که برداشت و نگاه منفی نسبت به مسائل روحی و روانی همچنان رایج است. این نگرش‌ها و برداشت‌های منفی شامل طرز فکرهایی از این قبیل می‌باشند:

  • افرادی که اختلالات روحی دارند، خطرناک هستند؛
  • افرادی که اختلالات روحی دارند، قادر به کار‌کردن یا داشتن روابط سالم نیستند؛
  • افرادی که اختلالات روحی دارند، قابل اعتماد نیستند؛
  • مردم گاهی مشکلات روحی خود را (به‌طور مثال افسردگی یا عصبانیت) توجیهی برای رفتارهای زشت و ناپسند خود می‌دانند.

اخیراً در تحقیقی که در استرالیا به انجام رسیده است، محققان به این نتیجه رسیده‌ا‌ند که از هر چهار نفر استرالیایی یک نفر افسردگی را نشانه‌ای از ضعف و عیب شخصیتی می‌داند و ترجیح می‌دهد که از استخدام افرادی که افسرده هستند خودداری کنند. در همین تحقیق، محققان دریافتند که یک نفر از هر پنج نفری که به اختلال افسردگی دچار است، ترجیح می‌دهد راجع به شرایط روحی خود با کسی حرفی نزند. در تحقیقات دیگری که در کشور کانادا انجام شده است نیز محققان گزارش دادند که حدود ۵۴% از افرادی که اختلالات روحی دارند نسبت به شرایط خود احساس شرم و خجالت می‌کنند و حدود ۵۴% از این گروه نیز از طرف جامعه طرد و یا مورد تبعیض قرار گرفته‌ا‌ند. بنابراین به وضوح می‌بینیم که این آمارها تا حدود زیادی به هم مرتبط هستند. 

تفکر و تأمل:

  • به نظر شما امروز در ایران، میانگین افرادی که با مشکلات روحی دست‌و‌پنجه نرم می‌کنند چقدر است؟
  • آیا برخورد اطرافیان نسبت به این گروه از افراد با محبت و احترام است؟ چقدر اثرات اِستیگما و نگرش منفی نسبت به افراد با اختلالات روحی را در جامعه و گروه‌های اجتماعی خود احساس می‌کنید؟
  • از دیدگاه شما افرادی که با مشکلات روحی و روانی درگیر هستند چگونه می‌توانند در مقابل اِستیگما بایستند؟

* بنابر توضیح نشریه مرور سیستماتیک در علوم پزشکی، «اِستیگما (برچسب خوردن)» یک مشکل فردی یا جزئی از بیماری نیست، بلکه یک مسئله اجتماعی است که عواقب آن بیشتر از خود بیماری است. این موضوع در اختلالات روان‌پزشکی اهمیتی دو چندان پیدا می‌کند، چرا که نزدیک به ۳۰۰ میلیون نفر از مددجویان مبتلا به اختلالات روانی به علت ترس از برچسب‌خوردن برای درمان اقدام نمی‌کنند.