در قسمتهای قبلی به موضوع «رنج معنادار» پرداختیم. همین‌طور گفتیم که مسئولیت بخشی از این مجموعه به عهده خود ما می‌باشد؛ زیرا با پذیرش این مسئولیت و تمرین کردن،نتیجه بهتری از آن عایدمان خواهد شد. سپس از شما دعوت کردیم کهنیازها، مشکلات، سختی‌ها و تنهایی خود را به قلب فیض خدا و قدرت رهایی‌بخش خدا بیاورید. در این بخش، به سرودی خواهیم پرداخت که در زمان رویارویی با مشکلات برای شما منبع تفکر و تعمق، به‌ جهت قوت یافتن خواهد بود.

 

چه پایه‌ای محکم

بخش اول

همۀ ما مصیبت را چشیده‌ایم، می‌چشیم، و خواهیم چشید. از شما خواسته‌ام به مصیبت خود توجه کنید. در صفحاتی که پیش رو دارید، من هم به مصیبت‌های خود توجه خواهم کرد.

شخصیت‌های کتاب مقدس، می‌توانند برای ما نمونه‌ای باشند تا بتوانیم احساس خود را خالصانه ابراز کنیم. ابراهیم، یعقوب و یوسف چنین اشخاصی هستند. همچنین بنی اسرائیل که نخست اسیر بودند و بعد سرگردان شدند. نعومی و حَنا، نمونه‌های دیگری هستند. داوود و بعد ارمیا؛ همچنین عیسی و پولس. همۀ آنها آزادانه دربارۀ مصیبت‌های خویش سخن می‌گفتند، و با احساسات خالصانه دعا می‌کردند، حرف می‌زدند و راه‌های خدا را ظاهر می‌ساختند.

در فصل‌هایی که پیش رو دارید، چهار رشته شهادت در هم تنیده شده‌اند. بدون شک نخست؛ کتاب مقدس نمایان خواهد شد، سپس تجربیات شما و بعد تجربیات من. چهارمین رشته، سرودی عبادتی پر معنایی است به نام «چه پایه‌ای محکم». این سرود را از آن رو انتخاب کرده‌ام که نشان می‌دهد چگونه برادر یا خواهری گمنام، در میان رنج‌های خویش متوجه عملکرد «فیض خدا» می‌شود. کلمات بند اول این سرود را به دقت بخوانید و هر چه را که با شما صحبت می‌کند یادداشت کنید.

«ای مقدسین خداوند، چه پایه‌ای محکم نهاده شده
بر ایمانی که بر «کلام» عالی دارید!
دیگر او چه گوید که هنوز به شما نگفته؟
به شما که به عیسی پناه آورده‌اید.

نترس، من با تو هستم، هراسان مباش؛
زیرا من خدای تو هستم، و باز تو را یاری خواهم داد؛
تو را تقویت خواهم کرد، کمک خواهم کرد و تو را بر پا خواهم داشت،
با دست عادل و قادر مطلق خویش تو را نگاه خواهم داشت.

وقتی تو را می‌خوانم تا از میان آب‌های عمیق عبور کنی
رودخانه‌های غم، طغیان نخواهند کرد،
زیرا من با تو خواهم بود، تا در مشکلات؛ تو را برکت دهم
و عمیق‌ترین هراس‌هایت را تقدیس کنم.

وقتی از جادۀ آتشین مشکلات عبور کنی
فیض من که برای هر مشکلی کافی است، با تو خواهد بود؛
شعلۀ آتش؛ به تو آسیب نخواهد رسانید
زیرا من کاری کرده‌ام که درد تو خاکستر شود و طلای تو تصفیه گردد.

حتی تا به سن پیری، تمام قوم من شاهد خواهند بود
بر محبت حاکم، جاودانی و تغییر ناپذیر من؛
و آنگاه که موی سپیدشان زینت سرشان گردد
هنوز هم همچون برّه‌ها در آغوش من خواهند بود.

جانی که بر عیسی تکیه کرده تا بیارامد؛
هرگز او را به دست دشمنانش نخواهم سپرد،
گرچه تمام جهنم بخواهد او را تکان دهد،
من هرگز، هرگز، هرگز او را ترک نخواهم کرد».

تعمق و تفکر

  • این سرود چه چیزی را به شما می‌آموزد؟
  • چه نکاتی در آن برای شما جالب یا جدید بود؟ شاید موضوعات دیگری توجه شما را به خود جلب کرده باشد. آنها را برای خود یادداشت کنید.
  • چه چیزهایی برای شما سؤال برانگیز بود؟

 

در بخش بعدی، با این سرود ادامه خواهیم داد. چون می‌خواهیم منظور نویسنده را در به سطر این سرود دریابیم، و بدانیم وی چه چیزی را می‌خواهد به ما بگوید.