وقتی به محبت خدا فکر می‌کنم، اولین چیزی که به ذهنم می‌رسد، محبتی است که هر روز در خانوادهٔ ما دیده می‌شود. من دو برادر دارم. اولی یک سال از من بزرگ‌تر است و دومی فقط ده ماه دارد و من و آن یکی برادرم عاشق بازی‌کردن با او هستیم. پدرم در یک شرکت محوطه‌سازی۱ کار می‌کند. مادرم هم به‌عنوان خدمتکار برای ده خانواده کار می‌کند. 

ما رابطهٔ نزدیک و صمیمانه‌ای با یکدیگر داریم. پدرم؛ مادرم را به محل‌هایی که باید در آنجا کار کند می‌رساند و برمی‌گرداند. او همچنین من و برادرم را هر وقت که بتواند از مدرسه به خانه می‌رساند. وقتی می‌بینم که والدینم به‌خاطر ما انقدر سخت کار می‌کنند، متوجه می‌شوم که خانواده برای آنها خیلی اهمیت دارد. آنها حتی مقداری پول هم برای پدربزرگ و مادربزرگمان می‌فرستند تا بهتر زندگی کنند. تمام اینها در کنار رفتاری که با یکدیگر و با ما دارند، افزون بر آنکه باعث شده تا واقعاً دوستشان داشته باشم، درس بزرگی هم درمورد اهمیت حضور خدا در کانون زندگی به من می‌دهد.  

من تنها کسی نیستم که می‌دانم پدر و مادرم مسیحی هستند. کسانی هم که برای آنها کار می‌کنند، به ایشان کاملاً اعتماد دارند. یک نمونهٔ خوب در این مورد، دسته کلید مادرم است که از نظر من می‌تواند چیزهای زیادی را در موردش بگوید. 

دسته کلید مادرم شامل کلید تمام خانه‌هایی است که در آنها کار می‌کند. زیباترین خانه‌هایی که می‌توان تصور کرد. مردم در مورد خانه و اموال‌شان به مادرم اعتماد دارند. مادر من حتی رمز قفل امنیتی خانهٔ آنها که آن را به هیچ کسی نمی‌دهند، برای رسیدگی به حیوان خانگی آنها دارد. مادرم زنی بسیار فهمیده و حق‌شناس است. گاهی اوقات کارفرمایانش هدایای زیبایی به او می‌دهند. حتی یکی‌شان که نویسنده است، در کتاب‌های خود راجع به مادرم هم نوشته است. روشی که والدینم در زندگی‌شان به ایمان خود عمل می‌کنند، سبب شده است تا احترام فراوانی برای ایمان‌شان و شخصیت‌شان قائل شوم. می‌توانم بگویم که این امر از دید من یک واقعیت بسیار ارزشمند است. اگرچه پدر و مادرم در مورد محبت خدا با من صحبت می‌کنند، ولی زندگی و رفتار روزمرهٔ آنها مطالب بیشتری را دربارهٔ محبت خدا به من یاد می‌دهد. زندگی پدر و مادرم برای من الگویی از ایمان مسیحی است و می‌خواهم مانند آنها، خدا را از طریق زندگی‌ام خدمت کنم. همان‌طور که یوشع ۱۵:۲۴ می‌گوید: «و اما من و خاندان من، یهوه را عبادت خواهیم نمود.» وقتی این آیه را می‌خوانم، یقین دارم که حقیقت است؛ چون من نیز می‌خواهم مطابق والدینم که در محبت خدا زندگی می‌کنند همچنان زندگی کنم، پس این آیه نمی‌تواند معنای دیگری داشته باشد. 

نوئل ریوس