آیا او به من کمک می‌کند کسی را پیدا کنم تا با من به جشن فارغ‌التحصیلی‌ام بیاید؟

ما خیلی راحت فراموش می‌کنیم که خدا، خالق همه چیز است. به همین دلیل نمی‌خواهیم به خود زحمت دهیم و مسائل کوچک و موضوعات در ظاهر کم‌اهمیت زندگی خود را با او در میان بگذاریم. آیا چیزی هست که واقعاً برای ما بی‌اهمیت باشد؟ اگر چیزی برای ما مهم است چرا نباید برای پدر آسمانی ما مهم باشد؟ شما همان‌قدر برای خدا مهم هستید که مابقی شش میلیارد ساکنان این سیاره مهم هستند. او خدای شماست، درست همان‌طور که خدای ما هم هست.   

خجالت نکشید که مشکلات خود را، هر قدر هم کوچک، در دعا به حضور خدا ببرید. در فرهنگ عامّه به ما گفته شده است که: همه چیز کوچک است… بیخودی عرق نریز! اما این فقط نیمی از حقیقت است. همه چیز کوچک نیست و خدا می‌تواند هر چیزی را بردارد، بدون آنکه عرق بریزد. 

با این حساب، چه لزومی دارد که ما کار خدا را انجام دهیم؟ نکته همین جاست، خدا می‌خواهد شما یاد بگیرید که روی پای خودتان ایستاده و تصمیم بگیرید. مطمئن باشید که خدا هیچ‌وقت نمی‌خواهد شما از اینکه او را وارد صحنهٔ زندگیتان کرده‌اید، احساس حقارت کنید. این را بدانید که فقط تکیه‌کردن بر خود و هر موفقیتی را به‌حساب سعی و تلاش خود گذاشتن بسیار خطرناک است.   

درمورد پیدا‌کردن کسی که بتواند با شما به جشن فارغ التحصیلی بیاید… بسیار خوب، خدا مراقب روابط شماست، اما نمی‌توان به‌سادگی فهمید که درمورد هر کدام از این روابط چه چیزی در ذهن خدا می‌گذرد. ما می‌توانیم شیفته و دلبستهٔ کسی باشیم یا از همراه‌شدن با شخصی خاص لذت ببریم. از دید خدا، این «جاذبهٔ جنسی» می‌تواند فضای زیادی از ذهن ما را اشغال کند. فراموش نکنید که او نسبت به ما حسود است (برای درک درست این موضوع، قسمت چهارم از این مقاله را بخوانید)، خدا می‌خواهد اولین عشق شما باشد (دومین حکم ده فرمان را به‌یاد داشته باشید)، در‌عین‌حال احساس شما را به‌خوبی درک می‌کند. بزرگترین حکم خدا که موسی در کتاب تثنیه برای قوم اسرائیل بیان می‌کند چنین است: «پس یهوه خدای خود را به تمامی جان و تمامی قوت خود محبت نما» (تثنیه ۵:۶). در انجیل مرقس می‌خوانیم که وقتی از عیسی سؤال کردند کدام حکم مهمتر از همه است او بر همین آیه از تثنیه تأکید کرد، اما کلمهٔ «فکر» را نیز به آن افزود: «با تمامی جان، با تمامی فکر، با تمامی قوت» (مرقس ۳۰:۱۲).   

شما می‌توانید تاریخ آن جشن را بدون کمک خدا هم تعیین کنید یا به کل منصرف شوید، خدا چیزهایی می‌داند که شما نمی‌دانید. گذر زمان چیزهایی را به ما نشان می‌دهد که وقتی در وسط وضعیتی هستیم، نمی‌توانیم آنها را ببینیم. در رابطه با خواسته‌های قلبی خود بهتر است به خدا اعتماد کنید و یاد بگیرید که با دستاورد آن زندگی کنید. چطور می‌شود به او اعتماد نکرد؟ آیا احمقانه نیست که فکر کنیم بیشتر از خدا می‌دانیم؟ شما برای پدر آسمانی چه کسی هستید؟ شما فرزند او هستید و تحت حمایت و محبت بزرگترین وجود عالم قرار دارید.   

تأمل شخصی

  1. این عبارات کتاب مقدسی چه معنایی برای من دارند: «به‌طور مهیب و عجیب ساخته شده‌ام» و «بر دل من مالک هستی»؟
  2. آیا باور می‌کنم که در حال حاضر با خدا ارتباط شخصی دارم؟ اگر چنین نیست، آیا مایل هستم بطلبم تا این موهبت را دریافت کنم؟
  3. آیا به‌یاد دارم که قبل از شناختن خدا به نوعی حمایت و توجه خدا یا عیسی را در شرایط خاص تجربه کرده باشم؟
  4. به‌نظر من چرا اصطلاح «همه چیز کوچک است» عمومیت دارد؟
  5. آیا تاکنون خدا درمورد امور جزئی و کوچک زندگیم که باید تغییر می‌کردند با من صحبت کرده است؟ اگر چنین است من در قبال آن چه کار کرده‌ام؟