هیچ‌یک از مباحث و تحلیل‌های مسیحیت، بدون ارجاع به «کلام» قابل اعتماد خدا در کتاب مقدس معنا و مفهوم ندارد. در این قسمت، ما به انجیل یوحنا مراجعه خواهیم کرد؛ چون ارتباط میان خدا و حقیقت مجسم در شخص عیسای مسیح را به شکل واضح و روشن توصیف می‌کند. در واقع، لغت «کلام» عملاً به عیسای مسیح اشاره می‌کند. در اولین آیات انجیل یوحنا می‌خوانیم: «در آغاز کلام بود و کلام با خدا بود و کلام خدا بود. همان در آغاز با خدا بود» (یوحنا ۱:۱- ۲). تمام کتاب مقدس بر پایهٔ این مکاشفه تاریخی قرار دارد که «کلام، انسان خاکی شد» و برای همهٔ کسانی که او را بپذیرند راه شناخت خدا و حقیقت او را فراهم کرد. این همان حقیقتی است که عیسی فرمود ما را از بدبختی‌هایی که ثمرهٔ دروغ‌های شیطان –رئیس این جهان– است آزاد خواهد کرد.  

مثل همیشه، خدا حقیقت را معرفی می‌کند، اما به زور ما را وادار به قبول آن نمی‌کند. حقیقت بسیار ساده است و آنقدر سخت نیست که نشود آن را فهمید. حتی برای یک بچه هم قابل دسترس است. چه موقع به سن و سالی می‌رسیم که دیگر پخته و ماهر بشویم؟ بعضی از شما قبلاً به این مرحله رسیده‌اید. یوحنا در اشاره به کلام زندهٔ خدا، یعنی عیسی، نوشت: «در او حیات بود و آن حیات نور آدمیان بود. این نور در تاریکی می‌درخشید و تاریکی آن را در نیافته است» (یوحنا ۴:۱-۵). حتی در این زمان نیز بسیاری از مردم حقیقت آشکار در وجود عیسی را درک نمی‌کنند. گناه و خود‌خواهی، چشم ناباوران را نسبت به این حقیقت بسته است. در حالی که هر کس که بخواهد می‌تواند آن را پیدا کند. عیسای مسیح در انجیل یوحنا می‌فرماید: «هر آن که بدی را به‌جا می‌آورد از نور نفرت دارد و نزد نور نمی‌آید مبادا کارهایش آشکار شده، رسوا گردد، اما آن که راستی را به عمل می‌آورد نزد نور می‌آید تا آشکار شود که کارهایش به یاری خدا انجام شده است.» (۲۳-۲۱:۳) در عهد جدید کلمات «نور» و » «حقیقت» اغلب جایگزین یکدیگر می‌شوند. نور، حقیقت و حیات در مقابل ظلمت، دروغ و مرگ.  

اگر الان درک حقیقت برای شما دشوار است، نگران نباشید. چنانچه در دو دانشگاه آکسفورد و کمبریج یک پروفسور شکاک و دیر باور مانند «سی. اس. لوییس» می‌تواند مسیح را به‌عنوان نجات‌دهندهٔ خود قبول کند، پس شما هم می‌توانید. مهم نیست که چقدر سلول خاکستری در مغز خود دارید. لوییس بیشتر از آن مقداری داشت که شما بتوانید آنها را بشمارید. نکتهٔ مهم این است که در مسیر حقیقت مانع نگذارید. در واقع ایمان کودکانه، یعنی ایمانی از روی فروتنی و صداقت، همان چیزی است که به گفته عیسی باید داشته باشیم: 

«آمین آمین به شما میگویم تا دگرگون نشوید و همچون کودکان نگردید هرگز به پادشاهی آسمان راه نخواهید یافت.» (متی ۳:۱۸) 

تأمل شخصی  

  1. عبارت «حقیقت مطلق» برای من چه معنایی دارد؟ 
  2. آیا فکر می‌کنم مسیحیت آزادی مرا محدود می‌کند؟ اینکه عیسی گفت: «حقیقت را خواهید شناخت و حقیقت شما را آزاد خواهد کرد»، برای شخص من چه معنایی دارد؟ 
  3. آیا کسی را می‌شناسم که بعد از ایمان به مسیح، زندگیش به‌طور عمیقی تغییر کرده باشد؟ شاید آن یک نفر خودم باشم. قبل از اینکه زندگیم را عوض کند چه می‌خواستم؟ 
  4. کدامیک از حقایق ظاهری و ساختگی این دنیا بر من اثر گذاشته است که برخورد با آن بیش از هر چیز دیگری برایم مشکل است؟ 
  5. آیا نگاه‌کردن به عیسی به‌عنوان «کلام زنده»، کتاب مقدس را برای من معنی‌دارتر می‌کند؟ چطور؟