شمع پنجم (به رنگ سفید): میلاد عیسی (روز کریسمس)

همانطور که در این چند مقاله خواندیم، در فصل انتظار یا ادونت، پنج شمع روشن می‌شوند.

شمع اول، نشان‌ِ امید و به یادگاری از پاتریاخ‌ها یا پدران اولیه عهد عتیق است. امیدی که در وعده­‌های خدا وجود دارد و خدا به وعده­‌های خود عمل می‌­کند. 

شمع دوم، نشان صلح و پیام پیامبران عهد عتیق است. پیامی که عیسی را شاهزاده صلح معرفی می‌کند و او از ما می خواهد،  پیامبر صلح برای دنیای اطراف خود باشیم. 

شمع سوم، نشان محبت و یحیی تعمید دهنده است. محبتی که در خداوند عیسی دریافت می‌کنیم و از ما می‌خواهد این محبت را به دیگران نشان دهیم و معرف کنیم. ماموریتی که یحیی به خوبی انجام داد و جان خود را بخاطر آن فدا کرد. 

شمع چهارم، نشان شادی و مریم، مادر خداوند است. شادی که در نجات خداوند عیسی مسیح داریم و روح­‌القدس آن‌را در قلب‌های ما به ارمغان می‌آورد. شادی که مریم در سرود خود به زیبایی توصیف می‌کند و در زندگی خود به روشنی به انجام می‌رساند. 

و در آخر شمع پنجم، نشانۀ تولد خدا در عیسی است. مفهومی که یقیناً در ادیان یگانه پرست منحصر بفرد است: تجسم(incarnation)  برای قوم خدا (اسرائیل) قابل تصور بود؛ ولی در عیسی غیر منتظره. پیامبران عهد عتیق در موارد زیادی، ورود خدا به‌عنوان نجات دهنده به دنیای آدمیان را پیشبینی کرده بودند. 

از همان ابتدای کلام خدا، در پیدایش باب سه، خدا این نوید را می‌دهد، روزی نسل زن (قابل توجه است که اشاره‌­­ای به نسل آدم نمی‌کند) بر مار (سمبلی از تاریکی، گناه و شیطان) غلبه خواهد کرد و مار نیز پاشنۀ او را خواهد زد (که نشانه‌ه­ای صلیب است). 

اشعیا به روشنی بیان می‌کند: “اینک باکره آبستن شده، پسری خواهد زاد و او را عِمانوئیل نام خواهد نهاد.” (اشعیا ۷:­۱۴). عمانوئیل یعنی “خدا با ماست” به عبارت دیگر خدا همچون انسان‌ها خواهد شد،‌اما بزرگان یهود؛ تجسم خدایی را در نظر داشتند که با قوت تمام می‌آید که حکومتی نیرومند تشکیل دهد:”اینک خداوندگارْ یهوه نیرومندانه می‌آید و بازویش برای او حکمرانی می‌کند.” (اشعیا ۴۰:­۱۰) 

تصور اینکه خدا در نوزادی در یک خانوادۀ  فقیر و در آخوری حقیر بدنیا بیاید، برای آنها غیر‌قابل تصور بود. این خدا است که تصمیم می‌گیرد که چگونه و در چه شرایطی تجسم کند نه انسان‌ها. این است که یوحنای رسول می نویسد:« در آغاز کلام بود و کلام با خدا بود و کلام، خدا بود؛ همان در آغاز با خدا بود. همه چیز به واسطۀ او پدید آمد، و از هرآنچه پدید آمد، هیچ چیز بدون او پدیدار نگشت. در او حیات بود و آن حیات، نور آدمیان بود. این نور در تاریکی می‌درخشد و تاریکی آن را درنیافت.» (یوحنا ۱:­۱-۵) 

عیسی همچون نوری در تاریکی بدنیا آمد با ماهیت انسان کامل، اما تاریکی آن‌را درنیافت؛ بلکه سعی کرد نور او را نیز خاموش کند. شمع پنجم فصل انتظار، به ما یادآوری می‌کند که نور عیسی ابدی است و هیچ قدرتی نمی‌تواند از روشنایی او بکاهد  یا آن‌را از بین ببرد. 

تجسم خدا مفهومی است که پولس آن‌را یکی از پایه‌ها و اساس پیام خوش (انجیل) مسیح می‌داند. پیامی که قدرت خداست برای تمامی ایمانداران به مسیح: «همان انجیل که خدا از پیش، به واسطۀ پیامبران خود، وعده‌اش را در کتب مقدّس داده بود، و دربارۀ پسر اوست، که چون انسانی خاکی از صُلب داوود به دنیا آمد، و با رستاخیز از میان مردگان، به سبب روحِ قدّوسیت، به مقام پسر قدرتمند خدا منصوب شد، یعنی خداوند ما عیسی مسیح. »(رومیان ۱:­۲-۴)

برای برخی قبول تجسم خدا سخت است؛ زیرا تصور خدای عظیم و لایتناهی در جسم کوچکی همچون عیسی نوزاد شاید غیر قابل تصور باشد؛ اگر خدا جسم شود، پس چه کسی دنیا را هدایت و خدایی می‌کند؟ بر سر صفاتی چون حضور مطلق، علم مطلق، قادر مطلق، و … چه می‌آید؟ آیا عیسی نوزاد، این صفات را در هنگام تولد داشت؟ اگر اینطور است چرا کلام خدا می‌گوید: “و عیسی در قامت و حکمت، و در محبوبیت نزد خدا و مردم، ترقّی می‌کرد.” (لوقا ۲:­۵۲)؟ چرا عیسی احتیاج به رشد داشت، اگر خدا بود؟ 

این شاید نمونه‌هایی از هزاران سوالی است که قبول تجسم به همراه دارد. مطمئناً شما هم با بنده هم ­عقیده هستید که در این مقالۀ کوتاه نمی‌توان جواب‌هایی را که مسیحیان طی چندین هزار سال به این سوالات داده­اند، بیان کرد. اما شاید بهتر است به این نکته اشاره کنیم که اگر خدا نتواند جسم شود، دیگر قادر مطلق نیست، اگر منِ انسان به او بگویم که “تو نمی‌توانی جسم شوی” این یعنی ایستادگی در مقابل خواست خدا (مفهومی که شاید کفر نامیده شود). 

شمع پنجم فصل ادونت، یادآور تجسم خدا در مسیح است و شاید مهمترین سوالی که باید پرسید این است که چرا خدا جسم شد؟ چه لزومی داشت که خدا تمامی مراحل انسان شدن را به‌پیماید تا انسان کامل شود؟ آیا خدای قادر مطلق نمی‌توانست بدون طی کردن مراحل نوزادی، خردسالی و نوجوانی، به‌صورت انسان کامل ظاهر شود؟ 

همانطور که پولس بیان می‌کند؛ در صلیب و رستاخیز عیسی است که بیشتر این سوالات پاسخ داده می‌شوند و نجات خداوند عیسی جاری می‌گردد. نجاتی که ما را از تسلط گناه و ترس رهایی می‌بخشد و به ما قدرت روح‌­القدس را عطا می‌کند که در پادشاهی عیسی از حال تا به ابد زندگی کنیم. 

بیایید با این دعا، فصل انتظارِ میلاد را به اتمام برسانیم؛

عیسی مقدس، 
بوسیلۀ میلات، همچون یکی از ما،
و فروتنانه در یک آخُور بدنیا آمدی،
به ما نشان دادی که چقدر خدا، دنیا را محبت می‌کند.
باشد که نور محبت تو
همیشه به قلب‌های ما بتابد، 
تا زمانی که ما به خانۀ آسمانی خود برسیم،
و تو را در تخت جلات مشاهد کنیم.
آمین