در این سری از مقالات ۵ قسمتی، می‌خواهیم نگاهی دقیق بیندازیم به اینکه چرا اغلب چنین به‌نظر می‌رسد که ارزش‌‌ها و برابری‌ها، حتی در برخی مواقع در کلیسا  و گاهاً نسبت به زنان، تنزل یافته است. کلیسا باید برای تمام ایمانداران مکانی امن باشد. مکانی که مردان و زنان در آن خواهر و برادر هستند، از یکدیگر حفاظت می‌کنند و به هم احترام می‌گذارند، اما متأسفانه همیشه این اتفاق نمی‌افتد. بنابراین، قصد داریم این مطلب را درک کرده و بدانیم که کتاب‌مقدس حقیقتاً دربارهٔ رابطهٔ زن و مرد در کلیسا و در جامعه چه می‌گوید. ما فکر می‌کنیم که درک کتاب‌مقدسی از «زن»، شفا را وارد تمام جنبه‌های زندگی مردان و زنان می‌کند.

در ابتدا، می‌خواهیم نکات منفی را بررسی کنیم. باید میان افرادی که باعث رنجش دیگران می‌شوند و قدرتی که در پس رفتار آنها عمل می‌کند، تمایز قائل شویم. کتاب‌مقدس به ما می‌آموزد که افراد ممکن است به ما آسیب برسانند، اما آنها هرگز دشمن واقعی ما نیستند: «زیرا ما را کشتی‌گرفتن با جسم و خون نیست، بلکه ما علیه قدرت‌ها، علیه ریاست‌ها، علیه خداوندگاران این دنیای تاریک و علیه فوج‌های ارواح شریر در جای‌های آسمانی می‌جنگیم» (افسسیان ۶: ۱۲). عیسی به ما تعلیم می‌دهد که برای آنانی که به ما جفا می‌رسانند دعا کنیم. در واقع، افراد خواه عضو خانوادهٔ ما باشند یا عضو کلیسا یا هر شخص دیگری در جامعه، دشمن حقیقی ما نیستند، حتی اگر آنها ما را دشمن خود بدانند. جنگ ما با افرادی از جنس جسم و خون نیست، بلکه با قدرت‌های شریر است. جنگ ما عیله شیطان است. 

بنابراین، چگونه باید نسبت به افرادی که با ما ناعادلانه رفتار می‌کنند واکنش نشان دهیم؟ برای ایستادن و مقاومت‌کردن در برابر شیطان، باید محبت را به مردم نشان دهیم. عیسی به ما تعلیم می‌دهد: «امّا من به شما می‌گویم دشمنان خود را محبت نمایید و برای آنان که به شما آزار می‌رسانند، دعای خیر کنید» (متی ۵: ۴۴-۴۵). بنابراین، به‌صورت عملی باید برای افرادی که زندگی را برای ما به‌عنوان یک زن سخت و دشوار می‌کنند، دعا کنیم. کتاب‌مقدس از کلمهٔ «جفا» استفاده می‌کند. کلمه‌ای قدرتمند که نشانگر رنجی است که در نتیجهٔ اهداف شیطانی و پلید به‌وجود آمده است. ممکن است دعا‌کردن برای افرادی که از چنین اهداف شیطانی و پلیدی برای آزار‌رساندن به ما استفاده می‌کنند، عجیب به‌نظر بیاید، اما این دقیقاً همان کاری است که عیسی به ما تعلیم می‌دهد. چرا او از ما می‌خواهد چنین افرادی را دوست بداریم و برای آنها دعا کنیم؟ به این خاطر که آنها دشمنان واقعی ما نیستند. قدرتی که در پشت این افراد کار می‌کند دشمن ما است… و عیسی بر این دشمن پیروز شد!

در کولسیان ۲: ۱۵، پولس توضیح می‌دهد: «و ریاست‌ها و قدرت‌ها را خلع ‌سلاح کرده، در نظر همگان رسوا ساخت و به‌وسیلهٔ صلیب بر آنها پیروز شد.» دشمنان حقیقیِ خدا، انسان‌ها نیستند. دلیل ضرورت صلیب برای نجات ما این است که بر روی صلیب، عیسی شیطان را شکست داد. از دید انسان، به‌نظر می‌رسد که صلیب نشانهٔ کامل ضعف است. با این حال، در عالم روحانی، این عیسی بود که مصلوب شد، جفا دید و در نهایت پیروز گشت. 

در رومیان ۵: ۸-۱۰، می‌بینیم که این راز توضیح داده شده است: «امّا خدا محبت خود را به ما این‌گونه ثابت کرد که وقتی ما هنوز گناهکار بودیم، مسیح در راه ما مرد. پس چقدر بیشتر اکنون که توسط خون او پارسا شمرده شده‌ایم، به‌واسطهٔ او از غضب نجات خواهیم یافت. زیرا اگر هنگامی که دشمن بودیم، به‌واسطهٔ مرگ پسرش با خدا آشتی داده شدیم، چقدر بیشتر اکنون که در آشتی هستیم به‌وسیلهٔ حیات او نجات خواهیم یافت.» بررسی دقیق‌تر این آیات به ما کمک می‌کند تا جفا را بهتر درک کنیم. ما فهمیدیم که عیسی بر روی صلیب شیطان را شکست داد. همچنین، دریافتیم که عیسی بر روی صلیب، با آشتی‌دادن ما با خدای پدر، ما را نجات داد. این بدان معنا است که شکست‌دادن شیطان، ما را به‌سوی آشتی با خدا هدایت می‌کند. شیطان از قدرت خود برای دور‌کردن انسان‌ها از خدا استفاده کرده بود. هنگامی که او شکست خورد، مردم به رابطهٔ صحیح با خدا بازگردانده شدند. خدا تک‌‌تک انسان‌ها را عمیقاً دوست دارد. دقیقاً به همین دلیل شیطان تمام تلاش خود را می‌کند تا انسان‌ را از خدا دور نگه دارد. شیطان می‌خواهد به خدا آسیب برساند. از‌این‌رو، چهرهٔ حقیقی جفا، تلاش شیطان برای آسیب‌رساندن به قلب خدا است.

آیا می‌خواهید دربارهٔ نابرابری جنسیتی و درد و رنجی که به‌طور خاص زنان در جامعه تحمل می‌کنند بیشتر بدانید؟ در قسمت بعدی دراین‌باره صحبت خواهیم کرد.