در اولین مقاله خاطر نشان کردیم که هدف این مجموعه بررسی این موضوع است که چرا به‌نظر می‌رسد ارزش زنان در تمام دوران و حتی در کلیسا تنزل یافته است؟ هدف این بود که درک کرده و ببینیم که کتاب‌مقدس دربارهٔ رابطهٔ زنان و مردان در کلیسا و در جامعه چه می‌گوید.

یکی از مهم‌ترین نکاتی که به آن اشاره شد، این بود که مردم هرگز دشمن ما نیستند. 

در افسسیان ۶: ۱۲، پولس به ما می‌گوید: «زیرا ما را کشتی‌گرفتن با جسم و خون نیست، بلکه ما علیه قدرت‌ها، علیه ریاست‌ها، علیه خداوندگاران این دنیای تاریک و علیه فوج‌های ارواح شریر در جای‌های آسمانی می‌جنگیم.» پولس همچنین ادامه می‌دهد که باید زره کامل خدا را به تن کنیم. اولین قطعه از این زره، حقیقت است. در این مقالات تلاش شد وضعیت زن و مرد را از دریچهٔ کلام مکتوب خدا (حقیقت خدا) مشاهده کنیم. همچنین، گفتیم که از همان ابتدا، در قلب پُرمهر خدا و نقشهٔ او برای احیا و آشتی تردیدی نبود. بلافاصله بعد از اینکه مرد و زن گناه کرده و خود را از خدا جدا ساختند، وی آنها را به‌سوی خود فرا خواند. او شرم آنها را با پوشانیدن لباس بر تنشان پوشاند. 

عیسی در جسم به این زمین آمد تا ما را به‌صورت کامل با خدا آشتی دهد. در کولسیان ۲: ۱۵ می‌خوانیم: «و ریاست‌ها و قدرت‌ها را خلع ‌سلاح کرده، در نظر همگان رسوا ساخت و به وسیلۀ صلیب بر آنها پیروز شد.» خدا انسان را از نقشهٔ شیطان که قصد داشت آنها را از هم جدا سازد، رهایی بخشید.

عیسی در دعای بسیار خاصی که در پایان زندگی خود کرد، برای هر آن کس که در آینده به او ایمان می‌آورد دعا کرد. او برای ما دعا کرد: «درخواست من تنها برای آنها نیست، بلکه همچنین برای کسانی است که به‌واسطۀ پیام آنها به من ایمان خواهند آورد، تا همه یک باشند، همان‌گونه که تو ای پدر در من هستی و من در تو. چنان کن که آنها نیز در ما باشند، تا جهان ایمان آورد که تو مرا فرستاده‌ای. و من جلالی را که به من بخشیدی، بدیشان بخشیدم تا یک گردند، چنانکه ما یک هستیم؛ -من در آنان و تو در من- چنان کن که آنان نیز کاملاً یک گردند.» (یوحنا ۱۷: ۲۰-۲۳)

دعای عیسی برای وحدت، از اقتدار کلام خدا برخوردار بود. وقتی این دعا را در آغوش می‌گیریم و امکان اتحاد با خدا و با یکدیگر را می‌پذیریم، یک می‌شویم. رابطهٔ ما با خدا و با همدیگر، لازم و ملزوم یکدیگر هستند. آنها به هم وابسته‌اند. 

این حقیقت در داستان خلقت انسان که در پیدایش ۱: ۲۶-۲۸ آمده است، دیده می‌شود. سه حقیقت در آن پدیدار شده است: نخست، ما به شباهت و صورت خدا آفریده شده‌ایم و  با او یک رابطهٔ روحانی داریم. دوم، ما به‌صورت مرد و زن آفریده شده‌ایم. بنابراین، با یکدیگر رابطه داریم و سومین حقیقت که در دو نکته قبل عمیقاً ریشه دارد، این است که به ما این اقتدار بخشیده شده است تا بر تمام خلقت فرمان برانیم. 

فصل دوم کتاب پیدایش بر خلقت زن و مرد به‌عنوان دو نفر، اما یک تن از دیدگاه مرد تمرکز می‌کند. ما می‌خوانیم که مرد و زن برای بودن به همدیگر وابسته هستند. همچنین، هیچ‌یک از این دو بدون آن دیگری کامل نیست. یکی برده یا ارباب آفریده نشد، بلکه وجود و بودن آنها وابسته به یکدیگر است. ما با هم متفاوت هستیم، با این حال به هم وابسته هستیم. زن از پهلوی مرد آفریده شد. مرد بخشی از وجود خود را برای هستی و وجود زن داد. و خدا ما را به‌عنوان یاور به همدیگر بخشید. کلمهٔ «یاور» به معنای یاری و کمک به آن شیوه‌ای است که خدا یاری می‌رساند و کمک می‌کند. بیایید برای نجاتی که عیسی مسیح برای ما به ارمغان آورده است، شادی کنیم. به این ترتیب، حقیقتاً می‌توانیم خدا را بر روی زمین منعکس‌ کنیم. بیایید در کلیسا زنان و مردانی باشیم که به جامعه نشان می‌دهند چگونه باید به یکدیگر احترام گذاشت و تسلیم یکدیگر شد (افسسیان ۵: ۲۱) وبه این وسیله، بازتابی از محبت و اتحادی باشیم که عیسی با پدر خود از طریق روح‌القدس داشت و در دعای او که در یوحنا ۱۷ آمده به‌وضوح دیده می‌شود. هنگامی که این چنین رفتار کنیم، بسیاری خواهند دید و ایمان خواهند آورد: «تا جهان بداند که تو مرا فرستاده‌ای، و ایشان را همان‌گونه دوست داشتی که مرا دوست داشتی» (یوحنا ۱۷: ۲۳). رفتار ما با یکدیگر به‌عنوان مردان و زنان اختیاری نیست، بلکه بخشی از هویت ما در مسیح است. محبت و احترام و اتحاد ما با یکدیگر، چشم ایمان جامعهٔ اطراف ما را باز خواهد کرد! ما با همدیگر می‌توانیم کل خلقت را برکت دهیم.